خرید بک لینک

شاید حق با گیاهخوارها باشد که مدتها است از مصرف محصولات لبنی خودداری میکنند. با وجود اینکه شیر خام و طبیعی فواید زیادی دارد؛ دیوید لودویگ، متخصص اطفال و تغذیه از دانشگاه هاروراد معتقد است شیر کمچرب و محصولات لبنی به دلیل وجود شیرینکنندههای مصنوعی و قند در ترکیبشان، سلامتیتان را تهدید میکنند.

شاید حق با گیاهخوارها باشد که مدتها است از مصرف محصولات لبنی خودداری میکنند. با وجود اینکه شیر خام و طبیعی فواید زیادی دارد؛ دیوید لودویگ، متخصص اطفال و تغذیه از دانشگاه هاروراد معتقد است شیر کمچرب و محصولات لبنی به دلیل وجود شیرینکنندههای مصنوعی و قند در ترکیبشان، سلامتیتان را تهدید میکنند.

بنابر توضیحات دیوید لودویگ در پژوهشِ خود (که در مجلهی انجمن پزشکی متخصصان اطفال امریکا منتشر شد)، پژوهشهای زیادی در مورد بررسی تاثیرات منفیِ نوشیدنیهای شیرینشده توسط قند بهعمل آمدهاند. مصرف بیش از اندازهی قند باعث ایجاد مشکلات سلامتیِ مختلفی از جمله اضافهوزن، دیابت و غیره میشود.

در حقیقت، به دلیل اثرات منفی قند بر سلامتی، وزارت کشاورزی ایالات متحده، آکادمی پزشکان اطفال امریکا، و بسیاری از سازمانهای دیگر مصرف نوشیدنیهای شیرین را توصیه نمیکنند. در عوض، آنها مصرف شیر کمچرب را آن هم روزانه ۳ لیوان توصیه میکنند.

با وجود این، لودویگ این توصیه را نیز به چالش میکشد و میگوید: "این توصیه شاید رایجترین پیشنهادی باشد که در نیمقرن گذشته دائما به جمعیت امریکا داده میشود. در نتیجه، امریکاییها احتمالا با این فرضیه که استخوانهایشان بدون شیر به راحتی میشکند، سالانه میلیاردها لیتر شیر مصرف میکنند”.

خطرهای مصرف محصولات شیر کمچرب
اگر وزارت کشاورزی ایالات متحده از مصرف شیر کمچرب حمایت میکند، در حقیقت در حال حمایت و ترویج مصرف قند اضافی است، که بر خلاف تمامیِ ادعاهای است که پژوهشگران در مورد مضرات و ضرورت خودداری از مصرف نوشیدنیهای قندی و شیرین به اثبات رساندهاند. و این مسئله دلیلِ اصلیِ نگرانی لودویگ است. نوشیدن شیر کمچرب یا شیرکاکائو کاملا در تضاد با توصیههای پزشکان در مورد خودداری از مصرف قند است، زیرا در محصولات کمچرب عملا قند جایگزین چربی میشود.

لودویگ میگوید: "بدترین حالتِ ممکن در این میان، تولید و مصرف شیرکاکائو کمچرب است: اگر چربی را از شیر بگیریم – بیمزه میشود. از این رو برای ترغیب کودکانمان به مصرف روزانه ۳ لیوان شیر، به آنها نوشیدنیِ مملو از قند میدهیم".

وی همچنین میافزاید: "میتوانیم مقدار زیادی از کلسیم مورد نیازمان را از طریق انواع مختلفی از مواد غذایی بهدست بیاوریم. به علاوه، کلسیم موجود در کلمِ پختهشده بیشتر از شیر است. منابع دیگری از کلسیم هم وجود دارند که عبارت هستند از ساردین، آجیل، حبوبات، سبزیجات و غیره”.

فواید لبنیات پرچرب
شاید حق با دیوید لودویگ باشد که با طرح وزارت کشاورزی ایالات متحده مبنی بر ترجیحِ شیر کمچرب بر شیر کامل مخالفت میکند. افراد و کسبوکارهای مختلف باید با همکاری یکدیگر از تولید و مصرف چربیهای خاصی نظیر چربیهای ترانس و چربیهای غیراشباعِ تصفیهشده در روغنهای گیاهی نظیر ذرت، سویا، روغن آفتابگردان و روغن کانولا خودداری کنند.

با وجود این، شواهد و مدارک زیادی دال بر بیخطریِ مصرف چربیِ اشباعشده در شیر، روغن نارگیل، و گوشت حیوانات علفخوار وجود دارد. مدت طولانی است که چربی اشباعشده را بسیار بد میدانند، ولی یک مطالعه که در ۲۰۱۰ در مجلهی امریکایی تغذیهی بالینی منتشر شد، میگوید: "هیچ مدرکی وجود ندارد که بتواند ارتباط میان افزایش خطر بیماریهای قلبی و عروقی و مصرف چربی اشباعشده در رژیم غذایی را ثابت کند”.

به علاوه، مصرف محصولات فراوریشدهی لبنیِ پرچرب فواید اندکی دارند. در حالیکه از لحاظ علمی ثابت شده است لبنیات خام (شیر طبیعی که از حیوانات علفخوار گرفته میشود) و پرچرب برای سلامتی قلب مفید هستند، به جذب ویتامینها کمک میکنند، خطر ابتلا به بیماریها را کاهش میدهند، به کاهش وزن کمک، و دیابت را کنترل میکنند.

خوردنِ لبنیات پاک یا ارگانیک میتواند وضعیتِ کلیِ سلامتیتان را بهبود بخشد، در حالی که محصولات فراوریشدهی لبنی اثرات منفی بر سلامتیتان میگذارند. بنابراین، همیشه در انتخاب محصولات لبنی مراقب باشید زیرا بیش از ۲۰ نوع آنتیتوکسین، داروی مسکن، و ترکیبات خطرناک مختلف دیگری در شیر وجود دارند.

ترجمه: نشریه تحریریه بازده

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 21:47

پدر مهرداد اولادی درگذشت پسر خود را باور نمی کرد.

پدر مهرداد اولادی درگذشت پسر خود را باور نمی کرد.

به گزارش خبرآنلاین، محمدرضا رامشگر، مدیر باشگاه پرسپولیس قائمشهر درباره نحوه با خبر شدن پدر مرحوم مهرداد اولادی گفت: امروز به محل کار پدر مهرداد رفتم و او که می دانست همیشه از مهرداد خبر دارم از من پرسید از مهرداد چه خبر؟ من که قصد نداشتم خبر را مستقیم به او بدهم گفتم خبر دارید که مهرداد دیروز پایش شکسته و امروز او را به قائمشهر می آروند تا عمل کند.

پدر مهداد گفت پس به خانه برویم تا او بیاید اما زمانی که به در خانه آنها رسیدیم جمعیت زیادی مقابل درب تجمع کرده بودند و صدای گریه کل کوچه را فرا گرفته بود.همان زمان بود که پدر مهرداد از من پرسید برای مهردادم چه اتفاقی رخ داده است؟!

حال او مساعد نبود و نتوانست همراه من و برادر مهرداد به تهران بیاید.هنوز زمان تشییع جنازه و خاکسپاری مشخص نیست اما پیکر مهرداد در تهران تشییع و در قائمشهر به خاک سپرده خواهد شد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 21:47

سرمربی سابق تیم ملی فوتبال در پیامی درگذشت مهرداد اولادی را تسلیت گفت.

سرمربی سابق تیم ملی فوتبال در پیامی درگذشت مهرداد اولادی را تسلیت گفت.

به گزارش فارس، مهرداد اولادی بازیکن تیم فوتبال ملوان عصر امروز به علت ایست قلبی درگذشت. علی دایی سرمربی تیم فوتبال صبا در پیامی درگذشت او را تسلیت گفت.

در این پیام آمده است: «بهار فصل رویش گلهاست اما نوگل فوتبال ما طاقت پایان اولین ماه بهار را هم نداشت. مهرداد به تیم منتخب بهشت دعوت شد تا هادی احساس تنهایی نکند. برای این غم بزرگ فقط میتوان چند صفحه سکوت کرد. خود را در غم بازماندگان شریک میدانم.»

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 21:47

تارنماي روزنامه انگليسي "ديلي تلگراف"در آستانه از سرگيري پروازهاي "بريتيش ايرويز" به ايران، 18 مكان ديدني كشورمان را به گردشگران خارجي معرفي كرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 15:28

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 15:28

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 15:28

اجرای طرح انضباط شهری با هماهنگی شهرداری تهران، نیروی انتظامی، ستاد مبارزه با مواد مخدر و بهزیستی از آذر ماه سال گذشته شروع شد.

اجرای طرح انضباط شهری با هماهنگی شهرداری تهران، نیروی انتظامی، ستاد مبارزه با مواد مخدر و بهزیستی از آذر ماه سال گذشته شروع شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، همزمان با ورود مددجویان به کمپ ها و درمان، مددکاران سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران با حضور در کمپ ها تلاش داشتند تا مراکز بهاران را به عنوان مراکز کارآموزی و توانمندسازی معرفی کنند. در این مراکز که به مدت 6 تا 9 ماه پذیرای مددجویان هستند قرار است تا با حضور کارآفرینان مهارت های دست ورزی و زودبازده آموزش داده شود.

بر اساس گزارش های غربالگری مددجویان کمپ ها که برای حضور در مراکز بهاران اعلام آمادگی کردند، از مجموع 2 هزار و 461 مددجوی مستقر در کمپ ها حدود 28 درصد یعنی 680 نفر هستند.

اگر قرار باشد مددجویان را براساس رده سنی بررسی کنیم خواهیم دید که گروه سنی 33 تا 39 ساله ها با 27 درصد و 40 تا 46 ساله ها نیز با فراوانی 25 درصد بالاترین فراوانی را در جمعیت مددجویان به خود تخصیص داده اند.

این غربالگری همچنین حاکی است 30 درصد این افراد دارای تحصیلات ابتدایی یا کمتر، 42 درصد دارای تحصیلات راهنمایی و 28 درصد دارای مدرک دیپلم و بالاتر هستند.

همچنین براساس آمارهای موجود 47 درصد از مددجویان بی خانمان و 22 درصد در خوابگاه یا شلتر زندگی می کنند. مابقی نیز در خانه پدری، خانه شخصی و استیجاری مستقر هستند.

ضمناً تهرانی ها 54 درصد و شهرستانی ها 46 درصد از مددجویان را تشکیل می دهند و تاکنون حدود 650 نفر به مراکز بهاران منتقل شده اند.

داده های این گزارش همچنین بیانگر آن است که هروئین و بعد از آن شیشه پرمصرف ترین مواد مخدر محسوب می شوند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 4:58

پانزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم «تیبورون» طی روزهای ۲۰ تا ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ در شهر تیبورون ایالت کالیفرنیا آمریکا برگزار شد و فیلم «فصل فراموشی فریبا» به تهیه کنندگی و کارگردانی عباس رافعی جایزه بهترین بازیگر سال ۲۰۱۶ این جشنواره را برای سینمای ایران به ارمغان آورد.

فیلم مستند بلند «آتلان» ساخته معین کریمالدینی نیز در بخش مستند جشنواره حضور داشت.

«فصل فراموشی فریبا» در فروردین ماه امسال پنج جایزه بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن و بهترین کارگردانی را از جشنواره کویینز نیویورک و جشنواره فیلم های مستقل (ARFF) برلین آلمان و جشنواره گاردن استیت دریافت کرد.

گارینه نظریان منشی صحنه فیلم به نمایندگی از ساره بیات جایزه جشنواره آمریکا را دریافت کرد. پخش بین المللی این فیلم در موسسه فیلمنگاران انجام می پذیرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 4:58

سریال علیالبدل، به کارگردانی سیروس مقدم، یکی از مجموعههایی است که برای پخش در ماه رمضان امسال انتخاب شده است. مجموعهای که قرار است توسط گروه سازنده پایتخت ساخته شود، و هنوز فیلمبرداری آن آغاز نشده است.

سحر قریشی، پس از سالها دوری، با این سریال، به تلویزیون بازخواهد گشت.


برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 2:42

جذب هزاران مسافر ایرانی که در طول سال به قصد مسافرت یا تحصیل و کار به خارج از مرزهای کشورمان عزیمت می کنند آنقدر برای ایرلاین های خارجی جذاب است که در تلاش هستند به هر نحو ممکن درصدی بیشتر از این مسافران را نصیب خود کنند.

به گزارش فارس، تبلیغات فراوان و تخفیفات ویژه ای که هر از چند گاهی از سوی این شرکت های هواپیمایی ارائه می شود، در کنار تعلل ایرلاین های ایرانی باعث شده تا درصد قابل توجهی از مسافران ایرانی برای پروازهای خود این شرکتهای خارجی را انتخاب کنند.

علی رغم همه تبلیغات آشکار این ایرلاین ها برای منت گذاشتن بر سر مسئولان و مردم کشورمان جهت تداوم پروازهای خود به مقصد یا از مبدا ایران، در لایه های پایین عطش حضور در کشورمان آنقدر زیاد است که اگر اصطلاحا این شرکت ها را از در بیرون کنیم، دوباره از پنجره در تلاش برای بازگشت به جامعه ایران هستند.

در عین رقابت پنهان و تلاش های ایرلاین های خارجی برای جذب مشتریان ایرانی، برخی طرح ها و برنامه های این شرکت ها را باید با دیده تردید و شک بررسی و رصد کرد. به عنوان مثال، بر اساس اطلاعیه جدید فلای دوبی که مدتی است فعالیت های خود را در شهرهای مختلف کشورمان رونق داده است، ارائه برخی نرخ های خاص قابل تامل و جالب به نظر می رسد.

به عنوان مثال، در این اطلاعیه جدید که برای آژانس های مسافرتی ایرانی در سراسر کشور ارسال شده، ضمن اعلام لیست پروازهای این ایرلاین به مقصد دوبی از شهرهای مختلف کشورمان (که تعداد آن قابل توجه است) قیمت های اعلامی دارای ویژگی های خاصی است.

به عنوان مثال، اگرچه مسیر مشهد به دوبی و بالعکس، حدودا 3 برابر مسیر بندرعباس به دوبی است، قیمت مسیر طولانی تر حدود 90 هزار تومان ارزان تر است و در حالی که پروازهای رفت و برگشت از مشهد به دوبی، از 120 دلار قیمت گذاری شده، این رقم درباره پروازهای بندرعباس به دوبی از رقم 146 دلار شروع می شود. حتی در مقایسه با شهرهای نزدیک تری چون شیراز نیز بلیت مشهد به دوبی حدود 150 هزار تومان ارزان تر است!

اگرچه تعداد بیشتر پروازها به مشهد می تواند دلیلی برای ارزان تر شدن بلیت این مسیر اعلام شود اما بررسی تعداد پروازهای فلای دوبی به شهرهایی چون بندرعباس نیز نشان می دهد تعداد ورود و خروج هواپیماهای این ایرلاین به این شهر مهم در جنوب کشور نیز قابل توجه بوده اما قیمت آن تناسبی با قیمت تعیین شده برای پرواز به مشهد ندارد.

هرچند تعداد قابل توجهی از ساکنان حاشیه خلیج فارس جزء مریدان و دوستداران امام هشتم (ع) محسوب می شوند و علاقمند به حضور در مشهد مقدس هستند اما به نظر می رسد تاکتیک ها و برنامه های این ایرلاین و برخی دیگر از ایرلاین های عربی برای ترغیب سفر مردم کشورمان بخصوص شهرهای مذهبی تر مانند مشهد به دوبی نیز باید مورد توجه نهادهای مسئول قرار بگیرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 2:42

خانواده عباس کیارستمی از بازگشت تب و عفونت مجدد در بدن این فیلمساز ابزار نگرانی کردند.

خانواده عباس کیارستمی از بازگشت تب و عفونت مجدد در بدن این فیلمساز ابزار نگرانی کردند.

به گزارش آنا، در حالی که به نظر میرسید پروسه درمانی عباس کیارستمی بهخوبی طی میشود، خانواده او با ابزار نگرانی از بازگشت تب و عفونت مجدد در بدن این فیلمساز بزرگ اعلام کردند: «او شنبه شب باز دچار تب شد که خوشبختانه تیم پزشکی با تجویز آنتیبیوتیکهای تازه موفق به کنترل عفونت شدند.

اما با توجه به طولانی شدن دوران درمان، تعدد عفونتها و مقاوم شدن بدن در مقابل آنتیبیوتیک بهطور طبیعی، ما هنوز بسیار نگرانیم.

همچنین در هر پروسیجری که نفوذ از راه پوست صورت میگیرد، خطر عفونت وجود دارد و او بهدلیل آسیبدیدگی «حالب» از «نفروستومی» استفاده میکند.

طبعا تا ترمیم حالب و خارج شدن نفروستومی، از نگرانی ما کاسته نخواهد شد.»

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 2:42

جمله هایی هست که تا خیلی دیر نشده است و حسرت نخوردید باید حتما همین امروز بگویید. میدانم برای شما پیش آمده است که شرکتی را ترک کنید. سالها گذشته است. دوباره همکاران سابق خود را میبینید. مثل همیشه مکالمهی متعاقب آن در مورد موضوعی است مثل “تصمیم جدید مدیریت را شنیدی؟ من که فکر میکنم واقعا احمقانه است”

جمله هایی هست که تا خیلی دیر نشده است و حسرت نخوردید باید حتما همین امروز بگویید. میدانم برای شما پیش آمده است که شرکتی را ترک کنید. سالها گذشته است. دوباره همکاران سابق خود را میبینید. مثل همیشه مکالمهی متعاقب آن در مورد موضوعی است مثل "تصمیم جدید مدیریت را شنیدی؟ من که فکر میکنم واقعا احمقانه است”

برای آنها مهم است ولی برای شما اصلا جذاب نیست. ولی گاهی این مکالمه متفاوت است.

همکار سابقم به من گفت: "تو تقریبا ۲۰ سال اینجا کار کردی. چیزی هست که آرزو داشته باشی به عقب برگردی و انجامش بدی؟” سوال خیلی خوبی بود.

من برای اشتباهات استراتژیک یا تصمیمهای تاکتیکی ضعیف یا خطاهای کاری افسوس نمیخورم. (که خیلی از این اشتباهها کردهام.) قطعا آن موقع افسوس میخوردم ولی حالا واقعا نه.

در عوض افسوس چیزهایی را میخورم که نگفتم؛ به کارمندانی که به من گزارش میدادند، fه بعضی از همکارانم، یا حداقل به کسی که برایش کار میکردم.

دوست دارم به آن لحظهها برگردم.

برای من خیلی دیر است. ولی برای شما نه. در اینجا ۶ جمله است که باید همین امروز به آدمهایی بگویید که با آنها کار میکنید .

جمله ۱. ”عالی بود، چطوری شما…”

هیچکس به اندازهی کافی تحسین نمیشود. هیچکس. کسی که کاری را به خوبی انجام داده است انتخاب کنید و به او بگویید.

راحت به گذشته برگردید. این که امروز بگویید: "داشتم به اینکه پارسال چهطور پروژه را مدیریت کردی فکر میکردم…” به اندازهی همان موقع، که اگر میگفتی، تاثیر مثبت خواهدداشت. (شاید کمی هم بیشتر، چون هنوز به یاد دارید که یک سال قبل چه شده است.)

تحسین غیرهمنتظره هدیهای است که برای هدیهدهنده هزینهای ندارد ولی برای دریافتکننده بسیار باارزش است.

جمله ۲. ” متاسفم من…”

همهی ما گاهی خراب میکنیم. باید به خاطر بعضی چیزها عذرخواهی کنیم؛ حرفها، کارها، غفلتها، پیشقدم نشدنها، و همراهی نکردنها. حقیقتا حمایت نکردنها.

بگویید که متاسف هستید. ولی با گفتن جملهای مثل "ولی من واقعا ناراحت بودم…” یا "یا فکر کردم تو…” یا هر جملهی توجیه کنندهی دیگری که حتی ذرهای تقصیر را به گردن طرف مقابل میاندازد عذرخواهیتان را ادامه ندهید.

بگویید متاسف هستید. بگویید چرا متاسف هستید و همهی تقصیر را بپذیرید، نه کمتر نه بیشتر.

جمله ۳.”میتونی کمکم کنی…؟”

یکی از بزرگترین افسوسهایم کمک نخواستن از یکی از سرپرستان همتا و دوستم بود. هدایت پروژهای به من سپرده شدهبود که او واقعا آن را میخواست. محترمانه غرورش را زیر پا گذاشت—از نظر سابقه و موقعیت از من برتر بود— و به من گفت هر کمکی از دستش بربیاید خوشحال میشود انجام بدهد. با اینکه واقعا میخواست مشارکت داشته باشد هیچ وقت این اجازه را به او ندادم. میخواستم نشان بدهم که میتوانم به تنهایی پروژه را مدیریت کنم. حس ارزش و اعتبار خودم برایم مهمتر از احساسات او بود. غیرمستقیم از کسی کمک خواستن ارزش و مهارتهای او راتصدیق میکند. گفتن "میتونی کمکم کنی؟” مثل این است که بگویید "تو در این زمینه عالی هستی.”

و یک امتیاز دارد: کمک میگیرید.

جمله ۴. "میتونم کمکت کنم…؟”

حالا نوبت را عوض کنید. در بعضی سازمانها، کمک خواستن نشانهی ضعف است. بیشتر مردم هنگام کمک خواستن تردید میکنند. ولی همه به کمک احتیاج دارند.

فقط نگویید”چیزی هست که بتونم کمکت کنم؟” بیشتر مردم بهطور خودکار میگویند "نه خودم میتونم”. دقیق باشید. بگویید: "چند دقیقه وقت دارم… میتونم کمکت کنم تمومش کنی”

طوری پیشنهاد کنید که حس همکاری داشته باشد نه خود برتربینی یا منت. و بعد واقعا کمک کنید.

جمله ۵.”متاسفم که ناامیدت کردم.”

در بخش دیگری پروژهای به من محول شده بود. پروژهای بود که واقعا نمیخواستم. بنابراین غیرمحترمانه آن را سرسری گرفتم. از زیر کارها فرار کردم و روی پروژههایی که بیشتر علاقه داشتم تمرکز کردم.

مدیرم محترمانه ریسک کرده بود و پروژه را به من داده بود نا بتوانم خودم را نشان بدهم ولی من اهمیت ندادم. سرانجام مدیرم گفت: "همه میدونن تو سرت خیلی شلوغه. بنابراین تصمیم گرفتن خودشون پروژه رو مدیریت کنن”.

حس بدی به من دست داد ولی هیچوقت نگفتم "میدونم سعی داشتی کمکم کنی. متاسفم که ناامیدت کردم. قول میدم دیگه هیچ وقت تکرار نشه.” همین یک حرف میتوانست یک مشکل بزرگ را برطرف کند.

بزرگترین مشکلها مشکلهای احساسی هستند. برطرف کردن آنها به عهدهی شماست.

جمله ۶.”دوستت دارم.”

نه، در محل کار نه، بلکه هرجا که به آن باور دارید و هروقت که حساش کردید.

بیان احساساتتان هدیهی دیگری است که هزینهای برای شما ندارد… ولی برای مردمی که با آنها در میان میگذارید بسیار باارزش خواهدبود.

منبع: inc.com
مولف: جف هادن
ترجمه: از بازده

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 21:35

اردن سفیر خود را از تهران فراخوانده است.

به گزارش پرس تی وی به نقل از «بترا»، محمد المومنی، سخنگوی رسمی دولت اردن دوشنبه (30 فروردین) مدعی شد کشورش در پی «دخالت ایران در امور کشورهای عربی» سفیر خود را برای انجام مشاوره به امان فراخوانده است.

مومنی افزود اردن پس از حوادث مربوط به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری آن در مشهد مراتب اعتراض خود را به تهران اعلام کرده بود.

وی افزود پس از توافق هستهای ایران و 1+5 اردن ضمن استقبال از این مسأله امیدوار بود این توافق به تقویت روابط کشورهای عربی و ایران منجر شود.

سخنگوی رسمی دولت اردن مدعی شد: «پس از توافق هستهای ایران، مواضع این کشور در تضاد با خواستههای بلند مدت اردن بوده و اقدامات تهران در این مدت دخالت آشکار در امور داخلی کشورهای عربی به شمار میرود، این کشور اصول اولیه حسن همجواری را رعایت نکرده و سبب تشدید بحران در خاورمیانه و بیثباتی در منطقه شده است.»

مومنی همچنین مدعی شد ایران به خواستههای اردن و دیگر کشورهای عربی که در بیانیههای پایانی نشستهای اخیر اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی مطرح شد، واکنش مناسبی نشان نداده است.

وی افزود: «به همین دلیل تصمیم گرفتیم از سفیر خود در تهران بخواهیم برای رایزنی، مشاوره و بازنگری به اردن بازگردد.»

این تصمیم اردن تنها یک هفته پس از سفر محمد بن سلمان، وزیر دفاع و جانشین ولیعهد عربستان به اردن برای دیدار با عبدالله دوم، پادشاه این کشور صورت گرفته است.

در پی اعدام شیخ نمر باقر النمر، روحانی برجسته شیعه سعودی، عدهای از افراد خودسر به ساختمان سفارت عربستان سعودی در تهران و کنسولگری این کشور سنگ و کوکتل مولوتف پرتاب کردند. این حوادث با محکومیت شدید مقامهای ایرانی همراه شد و مورد پیگیری قضایی قرار گرفت.

با این وجود، عربستان به بهانه این حملات روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کرد و همچنین با اعمال نفوذ بر سایر کشورهای عربی تلاش کرد تا با ایجاد تنش، تهران را تحت فشار قرار دهد.

برخی تحلیلگران بر این باورند که رفتار انفعالی ریاض در پاسخ به توافق هستهای ایران و 1+5 صورت گرفت.

عربستان سعودی همواره از مخالفان سرسخت برنامه هستهای ایران بوده است.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 21:35

محققان مرکز پیشگیری از نابینایی و سلامت چشم زنان آمریکا میگویند زنان در معرض خطر بیشتری برای نابینایی قرار دارند.

محققان مرکز پیشگیری از نابینایی و سلامت چشم زنان آمریکا میگویند زنان در معرض خطر بیشتری برای نابینایی قرار دارند.

به گزارش پایگاه خبری کتابخانه ملی پزشکی آمریکا، زنان در مقایسه با مردان در معرض خطر بیشتری برای از دست دادن بینایی بر اثر عواملی نظیر آب مروارید، گلوکوم، زوال ماکولار و چشم خشک و به ویژه پس از یائسگی قرار دارند.

بارداری نیز میتواند باعث خشک شدن، پف پلک و تغییرات عیوب انکساری شود که منجر به دو بینی و تاری دید میشوند.

بینایی زنان باردار نیز میتواند بر اثر سر دردهای میگرنی، دیابت و فشارخون بالا تحت تاثیر قرار گیرد.

در زنان باردار بعضی از داروهای درمانی گلوکوم میتواند باعث آزار به جنین شود و به همین علت به این دسته از زنان توصیه میشود تا درباره تمام داروهای مصرفیشان و تغییرات بینایی مربوطه با پزشک خود مشورت کنند.

داشتن سبک زندگی سالم شامل ورزش منظم، تغذیه مناسب و خودداری از مصرف سیگار میتواند در سلامت چشم مؤثر باشد.

انجام دورهای تستهای بینایی بهترین راه برای دنبال کردن سلامت بینایی است و علاوه بر این نیز میتوان با استفاده از این روشها بیماریهایی نظیر دیابت و فشارخون بالا را شناسایی کرد.

منبع: ایسنا

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 21:35

دانشمندان توانستند راز یکی از مهمترین سفرهای طبیعت را بفهمند. این سفر، مهاجرت بزرگ پروانههای شهریار از کانادا به مکزیک است. پروانههای شهریار تنها حشرههایی هستند که چنین مسافتهای درازی را مهاجرت میکنند.

دانشمندان توانستند راز یکی از مهمترین سفرهای طبیعت را بفهمند. این سفر، مهاجرت بزرگ پروانههای شهریار از کانادا به مکزیک است. پروانههای شهریار تنها حشرههایی هستند که چنین مسافتهای درازی را مهاجرت میکنند.

محققان قبلا میدانستند که این پروانهها با آگاهی از زمان روز و موقعیت خورشید در افق جهتیابی میکنند. اما آنها نمیدانستند که مغز پروانهها این اطلاعات را چگونه جمعآوری و پردازش میکند. اما حالا محققان دانشگاههای واشینگتن، میشیگان و ماساچوست میگویند مدلی از مکانیسمهای کنترل عصبی مغز این پروانههای شهریار ساختهاند.

شهریارها به خورشید نگاه میکنند، اما این برای رسیدن به مقصدشان کافی نیست. آنها همچنین به آگاهی از زمان هم نیاز دارند. پروانههای شهریار هم مثل انسانها نوعی ساعت درونی دارند که فعالیت روزمره را با آن تنظیم میکنند. اما بر خلاف انسانها، ساعت آنها در آنتنشان متمرکز شده.

محققان سیگنالهای عصبی آنتن این پراونهها را ثبت کردند تا اطلاعات ساعت درونی پروانهها و همچنین اطلاعات گرفته شده از چشم این حشره را زیر نظر داشته باشند. آنها از این دادهها برای ایجاد مدلی استفاده کردند که مکانیسمهای کنترل عصبی برای «ساعت» و «موقعیت خورشید» را نشان میدهد. مدل دانشمندان حتی نشان میدهد که پروانههای شهریار در صورت منحرف شدن چگونه به مسیرشان بازمیگردند.

این مدل نشان میدهد که اگر پروانهها بخواهند به سمت شمال برگردند، مکانیسم عصبی همین مسیر را معکوس میکند. وقتی این اتفاق میافتد، قطبنمای آنها به جای اینکه جنوب غرب را نشان دهد، به سمت شمال شرق اشاره میکند. این یک سیستم ساده و کارآمد است که به نسلهای مختلف پروانههای شهریار کمک میکند که این مهاجرت خارقالعاده را انجام دهند.

ترجمه ای از Discovery News

منبع: دیجی کالا مگ

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 14:26

شهری که پس از زلزله
فرادید| فوکوکا شهری در جنوب ژاپن و در فاصلهی 90 کیلومتری از مرکز زلزله اخیر ژاپن قرار دارد. پس از زلزله، کفی عجیب در سطح خیابانهای مرکزیِ شهر فوکوکا ظاهر شد که علت آن مشخص نیست!

به گزارش فرادید به نقل از ایندیپندنت،
چند روز پیش زلزلهای به قدرت 7.3 ریشتر ژاپن را لرزاند. در اولین ساعات صبح شنبه، یا به عبارتی تنها چند ساعت پس از زلزله مهیب ژاپن، پوششی از کف در خیابانهای مرکزی شهر فوکوکا پدیدار شد.

کاربران شبکه اجتماعی توییتر تصاویری از کف پخش شده در سطح خیابان را به اشتراک گذاشتند و برخی آن را «منزجر کننده» نامیدند.

کازوکی نابتا در محله صنعتی تنجین، جایی که کفها ظاهر شدند، زندگی میکند. او میگوید: «من به عینه بلافاصله پس از زلزله شاهد آن کفها بودم.»
شهری که پس از زلزله

شهری که پس از زلزله

برخی میگویند که احتمالا زلزله موجب ترکیدن یکی از لولههای زیرزمینی شده و همین مسئله باعث پدیدار شدن کف در سطح خیابانهای مرکزی شده است.

آقای نابتا میگوید: «مردم به سرعت از این اتفاق عکس گرفته و بر روی توییترشان قرار میدادند. از آنجایی که این خیابان به منزل من نزدیک بودم، شخصا به آنجا رفتم تا ببینم اوضاع از چه قرار است. آنجا یک ماشین آتش نشانی قرار داشت. چیز خاصی نبود؛ کف معمولی بود.»

فوکوکا در فاصله 90 کیلومتری کوماموتو قرار دارد، جایی که قدرتمندترین لرزهها احساس شد. ساکنین شهر فوکوکا نیز وجود لرزههای شدید را تایید کردند، اما آسیب جدی به ساختمانهای این شهر وارد نشد. زلزله اخیر ژاپن موجب کشته شدن 29 نفر و زخمی شدن بیش از 1500 نفر شد.

سخنگوی شهرداری فوکوکا از وجود کفها در سطح خیابان ابراز بیاطلاعی کرده که همین مسئله به مرموز ماندن این اتفاق افزود.

منبع: Independent
ترجمه: وبسایت فرادید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 14:26

در زمین لرزه 7/8 ریشتری در شمال غرب اکوادور دستکم 246 نفر جان باختهاند.

فرادید| در زمین لرزه 7/8 ریشتری در شمال غرب اکوادور دستکم 246 نفر جان باختهاند.

به گزارش فرادید، این زمین لرزه روز شنبه به وقوع پیوست و مناطق نزدیک به کانون زلزله دچار «خسارت قابل توجهی» شدند. دستکم 2500 نفر نیز بر اثر این زمین لرزه مصدوم شده اند.

مرکز هشدار سونامی اقیانوس آرام از احتمال شکل گیری موجهای سونامی خطرناک در برخی از مناطق ساحلی خبر داده است. دولت اکوادور نیز از مردم خواست مناطق ساحلی شمال غرب این کشور را ترک کنند و به زمینهای مرتفعتر بروند.

رافائل کورئا، رئیس جمهور اکوادور ضمن اعلام وضعیت فوق العاده به خانوادههای قربانیان تسلیت گفت و مردم کشورش را به حفظ آرامش خود فراخواند. نیروهای پلیس، ارتش و نهادهای امدادی اکوادور «برای حفاظت از جان شهروندان در وضعیت آمادهباش فوق العاده هستند.»

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 14:26

روز یکشنبه، دلار بیشترین کاهش خود در 2 هفته گذشته را تجربه کرد تا از کف بازهای که از تاریخ 16 فروردین در آن قرار گرفته بود، پایین برود. روز گذشته، دلار 15 تومان از ارزش خود را از دست داد و به قیمت 3 هزار و 465 تومان رسید.

با این افت، دلار از حبس دامنه 3 هزار و 470 تومان تا 3 هزار و 473 تومان رها شد و به کمترین قیمت خود در سال 95 رسید. به گفته فعالان، افزایش عرضه ارز و کاهش حجم معاملات دو عاملی بودند که به افت دلار کمک کردند.

عامل اصلی افت حجم معاملات به کاهش انگیزه و تلاش دلالان جهت خرید و فروش ارز نسبت داده شده است.

این موضوع نیز میتواند ناشی از افزایش عرضه بازارساز و کاهش نوسانات در اولین ماه سال 95 باشد. روز گذشته، همسو با کاهش قیمت دلار، سکه تمام بهار آزادی نیز هزار تومان از ارزش خود را از دست داد و به قیمت یکمیلیون و 27 هزار تومان رسید.

روز گذشته، دلار معاملات خود را با قیمت 3 هزار و 475 تومان آغاز کرد که کاهشی 5 تومانی نسبت به قیمت بسته شده روز شنبه داشت. به گفته حاضران در بازار، شروع کاهشی روز یکشنبه موجب شد که انتظارات کاهشی در بازار ارز بیشتر شود.

تحتتاثیر همین انتظارات و افزایش فروش ارز، قیمت دلار از محدوده 3 هزار و 470 تومان خارج شد و به قیمت 3 هزار و 465 تومان رسید. به گفته فعالان، پایین آمدن دلار از محدوده 3 هزار و 470 تومان در حالی صورت گرفت که برخی معاملهگران با خریدهای فردایی سعی داشتند از محدوده یاد شده حمایت کنند.

با این حال، افزایش حجم ارز در بخش نقدی موجب شد که محدوده 3 هزار و 470 تومان پس از حدود 2 هفته شکسته شود.

چشم دلالان به اردیبهشت

به گفته فعالان، افزایش فروش ارز در روزهای انتهایی ماه یکی از عواملی بود که به کاهش 15تومانی دلار کمک کرد. از گفتههای حاضران در بازار چنین به نظر میرسد که تحرکات معاملهگران دلار در روزهای پایانی فروردین کاهش یافته و این دسته در حال آماده کردن خود برای اردیبهشتماه هستند.

در واقع از آنجایی که از نوسانگیری در فروردینماه ناامید شدهاند، منتظر آغاز ماه بعدی و ورود تقاضای جدید به بازار هستند. به گفته فعالان، این احتمال وجود دارد که از اوایل اردیبهشت بخشی از تقاضاهای تجاری وارد بازار شود، ولی از آنجایی که مشخص نیست واکنش سمت عرضه به ورود بخش جدید تقاضا چه خواهد بود، معاملهگران ارزی در حال حاضر با احتیاط معاملات خود را انجام میدهند.

عامل دیگر پایین آمدن حجم معاملات دلالان، کاهش نوسانات این ارز در فروردینماه بوده است. به گفته یکی از حاضران در بازار، «نوسانهای محدود، بازار و بازیگران را خسته کرده است».

بهنظر میرسد همین موضوع نیز به کاهش تحرکات دلالان منجر شده است. با وجود این، هر بازاری غیرقابلپیشبینی است و امکان دارد که هر تحول جدیدی منجر به تغییر موقعیت و فعالیت معاملهگران ارزی شود. سکه که در 2 روز انتهایی هفته گذشته 16 هزار تومان از ارزش خود را از دست داده بود، در 2 روز ابتدایی هفته جاری با کاهش نوسان مواجه شد.

سکه روز شنبه با هزار تومان افزایش به قیمت یک میلیون و 28 هزار تومان رسید، ولی روز یکشنبه هزار تومان از ارزش خود را از دست داد تا فلز گرانبهای داخلی به قیمت یک میلیون و 27 هزار تومان بازگردد. افت بهای دلار مهمترین عاملی بود که به کاهش سکه کمک کرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 3:53

اجاره بها در برخی محلههای تهران کوچه به کوچه و خیابان به خیابان متفاوت است، به طوری که در یک خیابان مبلغ رهن کمتر از متری یک میلیون تومان و در خیابان بعدی بالاتر از این رقم تعیین میشود.بسیاری از مشاوران املاک معتقدند امسال نیز مانند سال گذشته نباید انتظار افزایش نرخ اجاره بها بیش از تورم سالانه را داشت، زیرا بازار مسکن از لحاظ قیمت تغییری نداشته است. بررسی فایلهای اجاره نیز این پیشبینی را تایید میکند.

در پیامبرشرقی - خیابان شهاب واحدی ۵۵ متری، فول امکانات با عمر ۱۲ساله ۵۷ میلیون تومان و در پونک - بلوار کمالی واحدی ۵۵ متری یکخوابه، طبقه ۴ با شرایط ۱۰ میلیون تومان رهن و ماهی یک میلیون تومان اجاره داده میشود. آپارتمان دیگری با همین متراژ در اتوبان شهید محلاتی با پارکینگ طبقه اول ۱۲ میلیون تومان رهن و ۶۰۰ هزار تومان ماهانه، اجاره داده میشود و در نازیآباد، هزاردستگاه، برای واحدی ۵۲ متری و تکواحدی ۴۸ میلیون تومان رهن کامل تعیین شده است. همچنین در دیباجی جنوبی واحدی ۵۵متری با ۱۵ میلیون تومان رهن و یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان ماهانه، اجاره داده میشود و واحد دیگری با متراژ ۵۲ متر طبقه اول با پارکینگ و انباری با ۱۲ میلیون تومان رهن و یک میلیون و ۲۵۰هزار تومان در هرماه، به بازار اجاره معرفی شده است.

براین اساس، واحدی ۶۵ متری در پونک - طالقانی، طبقه دوم با پارکینگ و انباری، بازسازی شده ۶۰ میلیون تومان رهن داده میشود و واحد دیگری با همین متراژ یکخوابه طبقه سوم با پارکینگ و انباری، با شرایط ۴۰ میلیون تومان رهن و ۴۰۰ هزار تومان اجاره ماهانه فایل شده است. همچنین واحد دیگری در پونک - عدل با مساحت ۶۵ متر و یکخوابه ۵۵ میلیون تومان رهن داده میشود و در شریعتی شمال خواجه عبدالله برای واحدی ۷۰متری و یکخوابه با امکانات، ۱۵میلیون تومان رهن و ۲ میلیون تومان اجاره تعیین شده است.

آرامش بهاری در بازار اجاره

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 3:53

وزارت صنعت، معدن و تجارت، مجوز واردات خودرو از پنج شرکت خودروساز آمریکایی و اروپایی را صادر کرد تا مقدمه ورود برندهای جدید به خیابانهای کشور فراهم بیاید. آن طور که در سایت سازمان توسعه تجارت آمده، طی سال گذشته مجوز ورود انواع خودرو از شرکتهای فولکس واگن،شورولت، اوپل، اشکودا و دی اس صادر شده و این خودروسازان میتوانند نسبت به صادرات محصولات خود به ایران اقدام کنند.

این اتفاق یکی از اثرات توافق هستهای بهشمار میرود، چه آنکه خودروسازان خارجی پس از اطمینان یافتن از به سرانجام رسیدن مذاکرات، قصد بازار ایران را کرده و در این بین، برخی از آنها توانستند نظر مثبت وزارت صنعت، معدن و تجارت را (برای صدور خودرو به کشور) جلب کنند.

اما بنابر اعلام سایت سازمان توسعه تجارت، مجوز واردات مدل سوپر بی اشکودا (SKODA SUPER B 3T ) صادر شده است، اشکودا یکی از زیرمجموعههای فولکس واگن بهشمار میرود که مقر آن در کشور چک قرار دارد. واردات این خودرو به کشور در حالی است که پیش تر خبرهایی مبنیبر مشارکت اشکودا با یکی از خودروسازان ایرانی منتشر شد اما مذاکرات دو طرف به نتیجه نرسید. دیگر خودرویی که مجوز واردات به کشور را گرفته، دی اس (DS5) است، محصول شرکت دی اس فرانسه که در واقع برند لوکس ساز پژوسیتروئن بهحساب میآید.

از دی اس که بگذریم، اوپل نیز توانسته برای صادرات مدل اینسیگنیا به ایران، مجوز وزارت صنعت، معدن و تجارت را کسب کند. اوپل شاخه اروپایی جنرال موتورز آمریکا به شمار میرود و در حالی قرار است محصول اینسیگنیای آن وارد کشور شود که دیگر برند خودروساز آمریکایی یعنی شورولت نیز مجوز ورود به خیابانهای ایران را در چند مدل کسب کرده است. در نهایت اینکه فولکس واگن آلمان هم دیگر خودروسازی است که وزارت صنعت برای ورود یکی از محصولات این شرکت به نام تیگوان، مجوز صادر کرده است.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 3:53

وبسایت «گاردین» با انتشار گزارشی همراه با عکس، به شرایط صداوسیمای ایران در سالهای اخیر پرداخته و از کاهش مخاطبان تلویزیون خبر داده است.

وبسایت «گاردین» با انتشار گزارشی همراه با عکس، به شرایط صداوسیمای ایران در سالهای اخیر پرداخته و از کاهش مخاطبان تلویزیون خبر داده است.

به گزارش ایسنا، در این گزارش به موضوعاتی چون اختلاف صداوسیما با دولت یازدهم و همچنین انتقادهایی که به عملکرد صداوسیما در قبال پوشش مذاکرات هستهای و اخبار مربوط به برجام مطرح شده، اشاره شده است.

«مخاطبانی که در سالهای اخیر از رسانه ملی ایران به فضای مجازی روی آوردهاند» موضوع دیگر گزارش گاردین است که در روزهای اخیر بر وبسایت این رسانه قرار گرفته است.

این گزارش با جملاتی از یکی از استادان روزنامهنگاری ایران مبنی بر اینکه «کانالهای مجازی و شبکههای اجتماعی یک چالش بزرگ برای رسانه ملی ایران محسوب میشود، چراکه انحصار آنها را به خطر میاندازد» آغاز میشود.

این مقاله با این رویکرد که «رسانه ملی ایران با استفاده از قدرت نرم، میخواهد اذهان و احساسات مردم را تسخیر کند» نوشته شده است و مثالهای را برای اثبات این موضوع آورده است که در میان آنها میتوان به پخش نشدن مصاحبه محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان با عادل فردوسیپور در برنامه «90» اشاره کرد.

در بخشی از این مقاله نوشته شده است، «رسانه ملی میزبان خوبی برای محمد جواد ظریف که به عقیده برخی یک قهرمان ملی است، نبوده است؛ چراکه مصاحبه ظریف با برنامه «90» به عنوان مشهورترین برنامه تلویزیونی، توسط مدیران رسانه ملی ایران پخش نشد.»

طبق این مقاله، «رسانه ملی ایران بخواهد یا نخواهد، فضای مجازی راهش را در زندگی مردم ایران پیدا کرده است؛ علیرغم اینکه ذکر نام رییس جمهور اسبق ایران در مطبوعات و رسانه ملی این کشور ممنوع است، اما کلیپ منتشر شده او در شبکههای مجازی همانند تلگرام برای انتخابات اخیر (7 اسفند) باعث شده تا عده زیادی از مردم برای رأی دادن به اصلاحطلبان تشویق شوند.»

بخشی از گفتههای مهدی شکوری - مدیر سایت «آپارات» - نیز در این گزارش آورده شده است؛ او میگوید: «برای اینکه یک مصاحبه یا کلیپهای دیگری در فضای مجازی منتشر شود، دیگر نیاز به کسب مجوز از مقامات دولتی نیست».

شکوری که معتقد است «آپارات» ورژن ایرانی یوتوب(YouTube) است، بازدیدکنندگان این سایت را ماهانه 25 میلیون نفر اعلام میکند و میگوید: «برای افزایش تعداد بازدیدکنندگان، «آپارات» برنامه گفتوگو محوری به اسم «دید در شب» با اجرای رضا رشیدپور را تولید کرده که مصاحبهای با محمد جواد ظریف نیز انجام شده است.»

شکوری میگوید: «ما مجاز نیستیم که در تلویزیون تبلیغ کنیم. ولی اگر به ما اجازه پیشرفت ندهند، مردم به سایت یو ژتوب (YouTube) مراجعه میکنند. ما دوست داریم که با رسانه ملی همکاری کنیم. این یک موضوع ملی است. ما به کشورمان اهمیت میدهیم و نمیخواهیم که مردم به سایتهای خارجی مراجعه کنند.»

در بخش دیگری از این مقاله به صحبتهای محمد جواد ظریف در برنامه «دید در شب» اشاره میکند. «وزیر امور خارجه ایران انتقاداتی از رسانه ملی دارد. او میگوید: رسانه ملی اخباری که مردم را خوشحال و باعث افتخار آنها میشود را منتشر نمیکند. دنیا توافق هستهای را به عنوان یک پیروزی برای ایران بیان میکند، چرا صداوسیما این کار را نمیکند؟»

همچنین در این گزارش به کانال اینترنتی تی.وی پلاس و فیلم نت اشاره میشود و این دست از برنامههای اینترنتی را باعث جذب مخاطب میداند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 19:21

4 پسر جوان که یک دختر بی گناه را در بیابان های منطقه حسن آباد مورد آزار و اذیت قرار داده بودند، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدند.

4 پسر جوان که یک دختر بی گناه را در بیابان های منطقه حسن آباد مورد آزار و اذیت قرار داده بودند، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدند.

ساعت 03:40 بامداد مورخه 23/01/1395 خانم جوانی با حالتی پریشان خودش را به کلانتری 176 حسن آباد رساند و به مأمورین اعلام کرد که توسط چند جوان مورد تهدید و آزار و اذیت قرار گرفته است.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع آزار و اذیت و به دستور رئیس شعبه 102 دادگاه عمومی و انقلاب کهریزک، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

اظهارات شاکی پرونده

شاکی پرونده پس از حضور در پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: " ساعت 17:00 مورخه 22/01/1395 جهت تهیه مقداری سنگ شنی که در زمینه تهیه وسایل تزئینی مورد استفاده قرار می گیرد به زمین های کشاورزی اطراف اتوبان تهران - قم رفته بودم؛ در آنجا چند جوان رهگذر و موتور سوار با مشاهده من در داخل زمین های زراعی قصد ایجاد مزاحمت داشتند که با آنها درگیر شدم؛ در زمان درگیری با این افراد ناگهان سرنشیان دو دستگاه خودرو نیسان با سه سرنشین (یک نیسان با یک راننده و یک نیسان با دو سرنشین ) با مشاهده صحنه درگیری، به حمایت من آمده و با استفاده از چاقو آنها را فراری دادند".

شاکی پرونده در ادامه اظهاراتش و در خصوص نحوه آزار و اذیت خود به کارآگاهان گفت: "پس از فراری شدن افراد مزاحم، راننده یکی از نیسان ها به بهانه رساندن من به داخل شهر پیشنهاد داد تا سوار ماشین شوم؛ من نیز با مشاهده حمایتشان از من در برابر آن چند مزاحم ، به آنها اعتماد کرده و سوار یکی از ماشین های نیسان شدم اما در میانه راه ناگهان تغییر مسیر داده و به داخل بیابان های اطراف حسن آباد رفتند؛ در آنزمان بود که متوجه نیت واقعی آنها شده بودم اما دیگر هیچ کاری از دستم بر نمی آمد؛ در داخل بیابان، فرد چهارمی نیز به این سه نفر اضافه شد و ....؛ در تاریکی شب آنها مرا در بیابان رها کرده و از محل دور شدند ؛ هوا کاملا تاریک شده بود و من نیز هیچ شناختی نسبت به آنجا نداشتم."

دستگیری هر چهار متهم در کمتر از 24 ساعت
با توجه به حساسیت پرونده ، تیم ویژه ای از کارآگاهان پایگاه نهم پلیس آگاهی مسئول رسیدگی به پرونده شد؛ با توجه به اطلاعات بدست آمده در خصوص مشخصات یکی از خودروهای نیسان به شماره انتظامی *** ی 69 ایران 88 ، کارآگاهان موفق به شناسایی و دستگیری یکی از متهمین پرونده بنام "فرهاد.م" در مورخه 23/01/1395 شدند.

با انتقال "فرهاد.م" به پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ و انجام مواجه حضوری با شاکی پرونده وی به ناچار لب به اعتراف گشود و ضمن اعتراف صریح به آزار و اذیت شاکی، سه نفر از بستگان خود بنام های محمد، میلاد و فرامرز را به عنوان سه همدست خود معرفی کرد.

فرهاد با تأیید اظهارات شاکی در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: "راننده خودرو نیسان در اتوبان تهران - قم هستم؛ در کیلومتر 65 اتوبان تهران - قم متوجه شدم که چند نفر جوان با یک خانم جوان درگیر شدند؛ وقتی این خانم مرا دید از من درخواست کمک کرد و من نیز با آن جوان ها درگیر شدم؛ در حین درگیری، میلاد و محمد نیز با مشاهده صحنه درگیری به کمک من آمده و نهایتا آنها را فراری دادیم اما در ادامه تصمیم گرفتیم تا خودمان..."

فرهاد در خصوص محمد در محل جنایت نیز به کارآگاهان گفت: "طی تماس تلفنی با محمد موضوع و آدرس را به محمد دادیم و او نیز خود را به محل رساند."

با شناسایی محل سکونت میلاد و محمد در منطقه باقرآباد، ابتدا آنها در محل سکونتشان دستگیر و در ادامه فرامرز نیز در شورآباد دستگیر و هر سه نفر به پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شدند؛ این سه متهم نیز پس از مواجه حضوری با شاکی پرونده و اطلاع از اعتراف صریح فرهاد، صراحتا به آزار و اذیت شاکی پرونده اعتراف کردند.

سرهنگ کارآگاه حسین زارع، رئیس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: " متهمین پرونده با قرار بازداشت موقت و به دستور مقام محترم قضایی، هر چهار متهم پرونده در اختیار پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند .

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 19:21

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 19:21

هوش هیجانی برای نخستین بار در سال ۱۹۶۴ توسط مایکل بلدوک به طور علنی معرفی شد. منظور از هوش هیجانی، توانایی تشخیص احساسات یا هیجان های خود و دیگران است.

هوش هیجانی برای نخستین بار در سال ۱۹۶۴ توسط مایکل بلدوک به طور علنی معرفی شد. منظور از هوش هیجانی، توانایی تشخیص احساسات یا هیجان های خود و دیگران است.

فردی که دارای هوش هیجانی است میتواند احساسات متنوع خود را ردهبندی و اولویتبندی کند.

در این نوشتار ۹ ویژگی مشترک آدمهای دارای هوش هیجانی بالا را میخوانید.

۹ نشانه هوش هیجانی بالا

۱. شما گذشته را کنار میگذارید

ما نمیتوانیم چیزی را که قبلا رخ دادهاست، تغییر بدهیم. شما میکوشید در خاطر داشته باشید که میزان تاثیرگذاریتان محدود است. تمرکز شما روی امروز است، و به فردایی بهتر امید دارید. به همین ترتیب، تلاش میکنید که بیش از حد از هیچ معامله و هیچ آدمی نداشته باشید.

۲. میدانید که چهطور و چه زمانی "نه” بگویید

این یک مهارت بسیار مهم است. ما باید این قدرت را داشته باشیم که به طور موثر هرگونه تشکل یا آدمهایی را که برای موفقیت و خوشبختی ما سالم و مفید نیستند، رد کنیم. برای نه گفتن چیزی بیش از قدرت اراده لازم است. داشتن درایت باعث میشود که پای تصمیماتتان بایستید. شما تمام تلاش خود را به کار میگیرید که کلام و رفتارتان واضح و روشن باشد، و زمان زیادی را صرف توضیح دادن خودتان میکنید، حتی فشاری که در این مسیر بر خود وارد میکنید را باور ندارید.

۳. شما نقاط ضعف و قوت خود را قبول دارید

شما بیش از حد نسبت به خودتان آگاهی دارید. هرکسی نقاط ضعف و قوتی دارد. شما در مورد نقاط قوت خود فروتن هستید و از ضعفهای خود خجل نیستید. اگر از جزییات شخصیت خودتان آگاه نباشید، بیش از حد فعالیت خود را گسترش میدهید و با این کار خود را در معرض شکست قرار میدهید.

۴. شما در قضاوت شخصیت دیگران خوب عمل میکنید

هشیاری و ذات زرنگ و دانای شما، آگاهی شما از خودتان را افزایش میدهد و کمک میکند که ویژگیها و جزییات نیات و شخصیت دیگران را ببینید. وقتی آنها تلاش میکنند خوی و منش درونی خود را پنهان کنند و اندیشه و احساس خود را بیان کنند، شما متوجه فقدان این ارتباط حقیقی میشوید. شاید همیشه قادر به دیدن آنچه آنها پنهان میکنند نباشید، اما از نادرست بودن آن آگاه هستید.

۵. شما تغییر را میپذیرید

آدمهای دارای هوش هیجانی، در سازگاری و انعطافپذیری استاد هستند. شما هراسی از آینده ندارید زیرا به قابلیتهای خود اعتماد دارید. میدانید برای رویارویی با هر چالشی آماده هستید.

۶. شما ذاتا نسبت به آدمهای دیگر کنجکاو هستید

این علاقه فقط به این دلیل نیست که آدمها جذاب هستند! شما با شناختن دیگران میتوانید دانش بیشتری از زوایای مختلف کسب کنید. این دانش گنجایشتان را برای رشد و تواناییتان را برای بیان خودتان به شدت افزایش میدهد.

۷. شما آدمهای سمی را تشخیص میدهید و آنها را از زندگیتان حذف میکنید

به اندازهی کافی رنج و عذاب و چیزهای منفی در دنیا وجود دارد. آدمهایی که برای تکیه کردن انتخاب میکنید و خواهان تعامل با آنها هستید، عناصر مثبت هستند. ما همیشه نمیتوانیم از آدمهای سمی دوری کنیم. زمانی که مجبور هستید با آنها تعامل داشته باشید، خودتان را کنترل کنید و حرفهای آنها را خیلی جدی نگیرید.

۸. شما روی برنامهی غذایی و استراحت خود دقت دارید

به اندازهی کافی غذا خوردن و داشتن استراحت کافی منجر به بهبود حالت روانی و عاطفی میشود. رابطهی شما با این عناصر، سالم و متعادل است.

۹. شما به خاطر آنچه دارید، قدردان هستید

آدمهای دارای هوش هیجانی بالا متوجه نعمتها هستند و دائما به خاطر آنها شکرگزار هستند. شما میدانید که شکرگزاری چهقدر کیفیت زندگی شما را بهبود میدهد.

ترجمه مطلبی از هایر پرسپکتیو
منبع: بازده

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 17:04

بر مبنای کلیشههای رایج تصور میشود که میتوان واقعیت را از چهرۀ آدمها خواند، اما تحقیقات جدید عکس این موضوع را نشان میدهد. بر اساس این تحقیقات، درحالیکه عملاً هیچ شاهدی نداریم بر اینکه چهرهها نشاندهندۀ شخصیت افراد باشند و نیز علیرغم ناتوانیمان در خواندن چهرهها، در رفتار روزمرهمان بر اساس همین باور عمل میکنیم و باز هم با دیدن چهرۀ افراد، خیلی زود دربارۀ آنها قضاوت میکنیم.

«حقیقت در چهرهاش نوشته شده بود، چشمها دریچهای هستند به روح آدمی»؛ بر مبنای اینجور کلیشهها شاید تصور کنیم میتوان واقعیت را از چهرۀ آدمها خواند، گویی چهرهها کتابهایی گشوده هستند. اما باید گفت درواقع مهارت چهرهخوانی چیزی شبیه رقص یا سرودن شعر اعترافی۱ است که معمولاً افراد دربارۀ توانایی خود در آن، غلو میکنند.

اغلبِ ما بدون داشتن نشانههایی از موقعیت و شرایط نمیتوانیم بین حالتهای خاص چهره تفکیک کنیم. شرکتکنندگان در تحقیقی نتوانستند در زمان محدود تشخیص دهند که آیا چهرههایی که در تعدادی عکس به آنها نشان داده شده بود، حاکی از درد بودند یا لذت جنسی. در تحقیقی دیگر، فیلم صامت مردی نمایش داده شد که در بعضی قسمتها درد میکشید و در بعضی دیگر تظاهر به دردکشیدن میکرد. تماشاگران نتوانستند بگویند که کجا درد واقعی بود و کجا تظاهر به درد. اما یک رایانه در ۸۵درصد مواقع درست تشخیص داد. بهعلاوه، رایانهها در تفکیک اینکه آیا فرد از روی ناامیدی لبخند میزد یا واقعاً از سر شادی نیز بهتر از انسانها عمل کردند.

ما انسانها با وجود ناتوانیمان در خواندن حالات چهرهها باز هم با دیدن چهرۀ افراد خیلی زود دربارۀ آنها همه جور نتیجهگیری میکنیم. ما چهبسا باور یونانیان باستان به چهرهشناسی را مسخره کنیم؛ دانشی که شخصیت افراد را بر مبنای ویژگیهای چهرۀ آنها تعیین میکرد. اما خود در رفتار روزمرهمان ناخواسته بر اساس همین باور عمل میکنیم. بر اساس تحقیقات جدید، درحالیکه عملاً هیچ شاهدی نداریم بر اینکه چهرهها نشاندهندۀ شخصیت افراد باشند، عملکرد ما خلاف این باور است. چنانکه گویی حالات خاصی در چهرهها را نشانگر ویژگیهای معینی میشماریم. مثلاً افراد با چهرههای بهاصطلاح «زنانه» را قابلاعتمادتر میدانیم یا آنهایی را که ابروهایشان پایینتر است، آدمهایی چیره و بانفوذ میپنداریم. در بررسی دیگری از افراد خواسته شد با نگاهکردن به چهرهای ناآشنا در عرض تنها دویست میلیثانیه بگویند که آیا میشود به آن فرد اعتماد کرد یا نه. درعینحال حتی وقتی هم به آنها اجازه دادند مدت طولانیتری به چهرۀ مزبور نگاه کنند، عموماً نظرشان تغییری نکرد.

چنین قضاوتهایی میتواند در تضاد با منطق باشد. در یک بازی [آزمایشی]، افراد روی بازیکنی که چهره قابل اعتمادتری داشت، بیشتر سرمایه گذاری کردند تا کسی که فاقد چنین چهرهای بود. این اتفاق حتی دروضعیتی که هر دو بازیکن شهرت یکسانی داشتند نیز تکرار شد. بر اساس تحقیقی دیگر، اعضای هیئتمنصفه برای محکومکردن فردی با قیافۀ غیرقابلاعتماد به مدارک کمتری نیاز داشتند. یافتههای یک پژوهشگر دربارۀ مناقشه فلسطین و اسرائیل نیز چنین نتیجهای داشت: اگر پیشنهاد صلح فلسطین را سیاستمداری دارای «چهرۀ کودکانه»، چشمهای درشت و لبهای گوشتالو مطرح میکرد، مخاطبان یهودیاسرائیلی احتمالا بهتر آن را میپذیرفتند.

این مسئله ما را به یک تناقض میرساند. از یک سو، چهرۀ یک فرد احتمالاً سرشت او را آشکار نمیکند و از سوی دیگر براساس تحقیقات، احتمالاً ویژگیهای چهرهایِ خاصی واقعاً بر آیندۀ افراد تأثیر میگذارند. در میان فارغالتحصیلان کالج جنگ ارتش ایالات متحده افرادی که حالت چهرۀ غالب و مسلطی دارند، نسبت به همقطارانشان بیشتر ژنرال میشوند. افراد با چهرههای لایق و کارآمد نیز احتمال بیشتری دارد که مدیرعامل شرکتهای موفق شوند. این واقعاً معنادار است. شاید بتوان گفت وقتی با افراد به گونهای رفتار میکنیم که گویی چهرۀ آنها پرده از شخصیتشان برمیدارد، درواقع باعث میشویم آنها همان کسی شوند که ما میپنداریم هستند.

آتلانتیک
منبع: ترجمان

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 17:04

داستان تولد بوکوحرام؛ قلب کافر را بخور!
فرادید| چند سالی است که نام «بوکوحرام» را در رسانهها بیشتر میشنویم. بوکوحرام یعنی «تحصیلات غربی حرام است». نسل اول این گروهک «ضدنخبه» را دانشجویان و نیز عدهای از نخبگان سیاسیاقتصادی نیجریه تشکیل دادند.

به گزارش گاردین، درگیریهای خشونتبار این گروهک سلفی با دولت نیجریه، تاکنون هزاران نفر را به کام مرگ فرستاده و حداقل یکونیم میلیون نفر را آواره کرده است. اندرو واکر نویسندۀ کتاب «قلب کافر را بخور» بعد از ده سال قلمزدن دربارۀ نیجریه، در نوشتار حاضر داستان تولد بوکوحرام را روایت میکند.

در ماه فوریۀ سال ۲۰۰۹، در پایانۀ مسافربری در شهرک مارابا۱ ایستاده بودم و به موتورسیکلتسوارانی نگاه میکردم که سرشان را با گیاهان خشکشده پوشانده بودند. پلیس نیجریه اخیراً قوانین سختی برای استفاده از کلاه ایمنی توسط رانندگان و سرنشینان موتورسیکلتها به اجرا گذاشته بود.

در شمال نیجریه به تاکسیهای موتوری «آچابا» میگویند. اگر کسی از این تاکسیها استفاده کند، رانندۀ موتورسیکلت باید برای مسافر نیز کلاه ایمنی فراهم کند. همهمهای برپا بود. همه میدانستند که سفرکردن با آچابا کار خطرناکی است. رانندههای این موتورسیکلتها به بیمسئولیتی و کارهای خطرناک شهره بودند. اما بسیاری از شهروندان نیجریه نیز از قانون جدید راضی نبودند.

اول از همه، این قانون به پلیس فرصت زورگیری و اخّاذی میداد. یکی از رانندگانِ تاکسیِ موتوری به من گفت که خرید دو کلاه ایمنی دههزار نایرا، حدود چهل پوند خرج روی دستش میگذارد. ازآنجاکه او روزانه تنها سیصدتاچهارصد نایرا، کمتر از دو پوند، درآمد داشت، پیروی از قانون جدید برای او عملاً غیرممکن بود. همه میدانستند چه اتفاقی خواهد افتاد.

پلیس گشتهای سیّارش را در نقاط شلوغ شهر مثل بازار، پایانههای مسافربری و معابر شلوغ برپا خواهد کرد و در کمین موتورسواران خواهد نشست. موتورسواران نیز وقتی میفهمند که به دام پلیس افتادهاند، سعی میکنند با سرعت تمام از معرکه دور شوند و پلیس هم با باتوم و چماق به جانشان میافتد.

رانندگان آچابا معمولاً از ضعیفترین طبقات جامعهاند. فقط هم مردان به این حرفه مشغولاند. آنها افرادی هستند که سواد اندکی دارند و معمولاً فاقد هرگونه مهارت شغلیِ دیگری هستند. بسیاری از آنها خیابانخواباند و شبها را زیر پل یا سایبان مغازهها سر میکنند.

بعضی از آنها نیز برای محافظت از تنها منبع درآمد خود، شب را نیز روی موتورسیکلتشان میخوابند. مسافران این وسیلۀ نقلیه نیز عمدتاً افراد فقیرند. تعداد زیاد آچابا در خیابانهای نیجریه حکایت از مشکلات اقتصادی این کشور دارد. از دید بسیاری، قانون جدیدِ استفاده از کلاه ایمنی نیز صرفاً فشار دیگری بر این قشر آسیبپذیر و در معرض خطر است.

وقتی این قانون بهاجرا درآمد، اتفاق عجیبی افتاد. ازآنجاکه تقریباً هیچکس کلاه ایمنی نداشت، آنها راههای عجیبوغریبی برای پوشاندن سرشان ابداع کردند.

در خبرها عکس کسانی منتشر شد که سطل و قوطی رنگ سرشان کرده بودند. عجیبترین موارد موتورسوارانی بودند که سرشان را با پوست هندوانه یا پوست سوراخسوراخِ کدو پوشانده بودند. پیش از اختراع ظروف پلاستیکی، از اینجور چیزها بهجای آبکش استفاده میکردند.

این رانندگان آچابا در مقابل زورگیریهای تقریباً رسمیِ پلیس ایستادند. این مقاومتِ آنها اساساً در مخالفت با این قانون بود. اما بیشترِ شهروندان نیجریه عکسالعملی نداشتند. صرفاً قانونی دیگر به قوانین مفصل و دشوارکنندۀ زندگیشان اضافه شده بود. آنها تنها دعا میکردند. امیدوار بودند که پلیس بهزودی دست از سختگیری بردارد و آنها نیز به زندگی عادی خود بازگردند.

اما در یک قسمت از نیجریه، این موشوگربهبازی میان پلیس و موتورسواران تبعات بسیار جدیتری بههمراه داشت. در شهر مایدوگوری، مرکز ایالت بورنو در شمال شرقی این کشور، بهاجراگذاشتنِ قانون استفادۀ اجباری از کلاه ایمنی موجب بروز درگیریهای خشونتباری میان پلیس و گروه اسلامگرای تندرویی شد که تا آن زمان در جهان شناختهشده نبود. همین مسئله درنهایت نیجریه را وارد جنگی تمام عیار کرد.

دو سال بعد، من مجدداً آنجا بودم. مرد جوانی را دیدم که به ساختمان «جوخههای مسلّح ویژۀ مبارزه با دزدی»۲ در شهر مایدوگوری میبردندش. این ساختمان میان افراد محلی به نام «کارکشته» شناخته میشود؛ ظاهراً به این علت که جایگاه نیروهای نخبۀ پلیس است. ویژگی دیگر این ساختمان این است که اگر کسی را به این ساختمان ببرند، احتمالاً دیگر بیرون نخواهد آمد.

این مرد جوان محمد زکریا نام داشت. دو مأمور لباسشخصی او را به این مکان بردند. او چند روز پیش از آن، پس از توقف خودرویش در یکی از ایستهای بازرسی پلیس، بازداشت شده بود.

هیکلی نحیف داشت و بهنظر میرسید هنوز بیست سالش هم نشده باشد. پیراهن بلند و گشاد صورتی رنگی که بهتن داشت، کثیف و مندرس بود و لکههای خشکشدۀ خون روی آن خودنمایی میکرد.

زکریا به من و دیگر همکار روزنامهنگارم، عبداللهی کاورا ابوبکر که برای شبکۀ بیبیسی کار میکرد، گفت: «اسلحهای زیر صندلی پنهان کرده بودیم. آنها کشفش کردند.» زمانی که پلیس به او و همدستش دستور داد برای بازرسی از ماشین پیاده شوند، فردی که همراه زکریا بود تلاش کرد تا با خودرو از معرکه بگریزد. نیروهای سیار پلیس هم خودروی آنها را به رگبار بستند و فرد همراه او کشته شد. خودروی قرمزِ هاچبک آنها، که حالا سوراخسوراخ شده، هنوز در حیاط مرکز فرماندهی پلیس بورنو قرار دارد.

زکریا میگوید در سه عملیات قاچاق اسلحه شرکت داشته است. هر بار، او و همدستانش مسافت ۱۲۰کیلومتری مایدوگوری تا محل تحویل محمولۀ اسلحه را با خودرو طی کرده و سلاحها را از فرد دیگری تحویل میگرفتند. آن فرد قاچاقچی نیز خود، سلاحها را از طریق رودخانه و با قایق کوچک پارویی از مناطق کوهستانی هممرز با کامرون به آنجا میآورده است. قاچاقچیها هر بار چندین اسلحۀ کلاشنیکف و تعداد زیادی جعبۀ مهمات به آنان تحویل دادهاند. آنها نیز اسلحه و مهمات را در خودرو جاسازی میکردهاند. زکریا این سلاحها را از طریق شهر مایدوگوری به خانۀ بزرگی در حومۀ شهر داماتورو، مرکز ایالت یوبه میبرده است.

فرد قاچاقچی که با زکریا در ارتباط بود، این کار را در سال ۲۰۱۰ به وی پیشنهاد کرد؛ زمانی که زکریا به فروش کفش و شارژر موبایل اشتغال داشت. او میگوید: «آنها علنی دعوت به همکاری میکردند و همه میدانستند که آنها چهکارهاند.»

«آنها» اعضای گروه تندرویی بودند که بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ در ساختمانی در منطقۀ راهآهن شهر مایدوگوری شکل گرفته بود. این گروه که به نام «بوکوحرام» شناخته میشود، آهستهآهسته افراد بیشتری را جذب تشکیلات خود کرد. بوکوحرام بهلحاظ لغوی یعنی «تحصیلات غربی حرام است».

مردی که ما برای صحبت با او به مایدوگوری آمده بودیم، مدتی عضو این گروه بود. نام مستعار وی در این گروه ابودُجانه بود که از یکی از صحابۀ پیامبر اسلام [ص] به این نام اقتباس شده است. او فضای حاکم بر مرکز فرماندهیِ این گروه در مایدوگوری را با ادبیاتی دینی توصیف میکند. شیوۀ زندگی در درون این مجموعه را محمد یوسف، رهبر کاریزماتیک این گروه تعیین میکرد. او نیز شیوۀ سختگیرانهای برای اجرای مناسک دینی توسط اعضای گروه داشت. ابودجانه با افتخار میگوید: «بله؛ من آنجا زندگی میکردم. در تمام کشور یک مسجد مثل آنجا پیدا نمیشد؛ جایی که بتوانی بروی و دانش بسیاری کسب کنی.»

در بیستم فوریۀ سال ۲۰۰۹، تعداد زیادی از اعضای این گروهِ مذهبی برای شرکت در یک مراسم تشییع جنازه راهی سفر بودند. تعداد زیادی از افراد حاضر در این کاروان با موتورسیکلت عازم مقصد بودند. پلیس آنها را متوقف کرد. نیروهای پلیس بخشی از نیروهای مسلح دولتی بودند که در عملیاتی موسوم به «عملیات ضربتی» شرکت داشتند. این گروه نظامیِ دولتی در سال ۲۰۰۵ برای مبارزه با اراذل و اوباشِ سیاسی شکل گرفت که در انتخابات دو سال پیش از آن دست به قتل و غارت زده بودند. دعوا میان اعضای گروه بوکوحرام و نیروهای پلیس بر سر پوشیدن کلاه ایمنی بالا گرفت. طبق برخی گزارشها، پلیس دست به اسلحه شد و بهسوی آنان شلیک کرد؛ اما عدهای نیز میگویند یکی از اعضای این گروه یکی از نیروهای پلیس را خلعسلاح کرد و تلاش کرد با اسحلۀ وی به دیگر نیروهای پلیس تیراندازی کند. داستان هرچه که بوده، پلیس درنهایت بهسوی آنان شلیک کرد و تعدادی از اعضای آن گروه را کشت. تعداد دیگری نیز زخمی شدند.

این نخستینباری نبود که عملیات ضربتی به درگیری با نیروهای گروه بوکوحرام میانجامید. رهبر این گروهِ تندرو پیش از این واقعه نیز به این نتیجه رسیده بود که هدف از این عملیات نظامیِ مشترک درگیری مستقیم با این گروه است. در خلال چند هفتۀ پس از این واقعه، یوسف تعدادی سخنرانی ایراد کرد. نوارها و سیدیهای این سخنرانی بهمیزان وسیع منتشر شد. فایلهای آن نیز از طریق بلوتوث دستبهدست میگشت. او در این سخنان از مسلمانان میخواهد تا «برای جهاد آماده شوند». آنگونه که او در این سخنرانیها میگوید، «بخشی از این آمادگی، مهیاشدن مادی است؛ مثل فراگیری مهارت تیراندازی، خرید اسلحه و بمب و نیز آموزش سربازان اسلام برای مبارزه با کفار. شما باید روح خود، خودروی خود و موتورسیکلت خود را برای خدا فدا کنید».

یوسف زمین کشاورزی بزرگی نیز در ایالت باوچی داشت که پایگاه گروه او بود. پس از انتشار سخنرانیهای مذکور، دولت نیجریه دستور حملۀ پلیس به زمین کشاورزی وی را صادر کرد. در یورش پلیس به زمین یوسف، صدها عضو شبکۀ بوکوحرام دستگیر شده و چندین نفر از اعضای آن نیز به قتل رسیدند. پس از آن نیز، پلیس مقر فرماندهی این گروه در مسجد ابنتیمیّه در شهر مایدوگوری را به محاصرۀ خود درآورد. ابودجانه به من گفت: «آنها بهجای آنکه با ما تعامل کنند، ما را تحریک میکردند و با جیپهای نظامی دورتادور پایگاهمان رژه میرفتند. ما منتظر فرصت مناسب بودیم و بهمحض فراهمشدن فرصت، از آن استفاده کردیم.»

وقتی نیروهای دولتی عقبنشینی کرده و دستور دادند به اعضای بوکوحرام از فاصلۀ دور تیراندازی شود، افرادِ داخل پایگاه نیز خود را مسلح کرده و به بیرون هجوم آوردند. بهگفتۀ ابودجانه، آنها به چند گروه تقسیم شدند. او خودش رهبری یکی از شاخهها را به عهده داشته که وظیفهاش گشتزنی در شهر و یافتن نیروهای مسلح پلیس و ارتش و حمله به آنها بوده است. بوکوحرام برای چهار روز متوالی مشغول آشوب و وحشتافکنی در خیابانهای مایدوگوری بود. آنها علاوهبر قتل نیروهای پلیس و سربازان ارتش، تعداد زیادی از غیرنظامیانی را که در خیابانها پرسه میزدند، مانند حیوانات سربریدند.

زمانی که مقامات دولتی مجدداً کنترل شهر را بهدست گرفتند، ارتش، محمد یوسف را بازدشت کرد. او در مقابلِ خبرنگارانی بازجوییشد که با گوشیهای تلفن خود از او فیلم میگرفتند. پس از آن، یوسف را به پلیس تحویل دادند. چند دقیقۀ بعد، او مرده بود. پلیس میگوید درحالیکه او قصد فرار داشت، به او شلیک کرده است؛ اما هیچکس این را باور نکرد. سپس پلیس جسد گلولهخوردۀ او را برای عکسبرداری به خبرنگاران نشان داد.

این واقعه شروع درگیریهای خشونتبار دیگری بود که تاکنون هزاران نفر را به کام مرگ فرستاده و حداقل یکونیم میلیون نفر را آواره کرده است. هفت سال پس از کشتهشدن یوسف، حالا اوضاع جنگ میان دولت نیجریه و گروه بوکوحرام تغییر کرده است. از اواخر سال ۲۰۱۴ تا اوایل سال ۲۰۱۵، این گروه حدود هفتاددرصد مناطق ایالت بورنو را در کنترل خود داشت و مقامات حکومتی نیز ظاهراً قدرتِ بازپسگرفتن این مناطق را نداشتند.

پس از پیروزی محمدو بوهاری در انتخابات، رئیسجمهور جدید این کشور که از اعضای حزب پیشروی کنگره است، تصمیم به بازسازی ساختار مدیریت نظامی این کشور گرفت. او تعدادی از ژنرالهای والارتبۀ ارتش را تعویض کرد. بوهاری امید داشت تا با این کار بتواند موضع دولت را در برابر بوکوحرام تقویت کند. تا ماه اوت ۲۰۱۵، ارتش این کشور توانست مناطق زیادی را از کنترل این گروه خارج ساخته و آنها را به نقاط دوردست عقب براند؛ اما جنگ بههیچوجه تمام نشده است.

در ماه نوامبر، بوکوحرام توانست با اجرای دو عملیات انتحاری طی ۴۸ ساعت، افراد زیادی را بکشد. این دو عملیات در شهرهای یولا، در شرق این کشور و کانو، در شمال بهوقوع پیوست. این دو صدها مایل از هم فاصله دارند. چنین حملاتی نشاندهندۀ عمق نفوذ این گروه در کشور است؛ حتی بیرون از مناطقی که زمانی تحت کنترل این گروه بودند. پس از آن نیز حملات و درگیریهایی ازایندست در مناطق مرزی در شمال شرقی نیجریه بهوقوع پیوسته؛ اما چندان در خبرها انعکاس نیافتهاند. همین جمعۀ گذشته در ۲۹ ژانویه، این گروه حملهای را در شهر دالوری ترتیب داد.

کشتههای این حمله تا هشتاد نفر گزارش شدهاند. شاهدان عینی میگویند صدای فریاد کودکان از خانههای در حال سوختن بهگوش میرسیده است. این حملات درحالی صورت میگیرد که بوهاری در ماه دسامبر اعلام کرد که جنگ علیه این گروه «ازلحاظ فنی تمام شده ست».

گروه یوسف ناگهان و در خلاء به وجود نیامد؛ حتی پیش از جنگ علنی میان دولت و بوکوحرام، این گروه در حال رشد بود. مردمانی از تمام طبقات جامعه در آن حضور داشتند؛ از کودکان خیابانی گرفته تا تاجران، دانشجویان ناراضی و حتی بازرگانان ثروتمند.

بسیاری از مردان و زنان جوانِ عضو این گروه از دانشگاه مایدوگوری به بوکوحرام پیوسته بودند. این دانشگاه در دهۀ ۱۹۹۰ مکانی بود که نخبگان کشور فرزندان خود را برای تحصیل به آن میفرستادند. دانشجویان این دانشگاه به عیاشی و فخرفروشی شهره بودند و ثروت خود را در مراسمهای تشریفاتی بهرخ یکدیگر میکشیدند. فرزندان جوان نخبگان کشور برای دستیابی به مقام «پادشاه دانشگاه» با یکدیگر مسابقه میگذاشتند. این لقب مختص کسی بود که بیشترین هزینه و ریختوپاش را برای مهمانیهای شبانه میپرداخت.

ریختن اسکناس بر سر مهمانها روش رایجی برای جشن و پایکوبی این دانشجویان بود و با عنوان «پاشیدن نایرا» شناخته میشد. این روش که در دهۀ ۱۹۷۰ و زمان رشد ناگهانیِ قیمت نفت رواج بیشتری داشت، برای تشویق نوازندگان، رقاصان و دختران زیبا بهکار میرفت؛ به این صورت که یکی از پسران پولدار، بارانی از اسکناس بر سر این افراد میریخت، تاآنجاکه آن شخص بهنشانۀ رضایت خم شده و پولها را از روی زمین بردارد.

این پولپرستی و نمایش ثروت برای برخی نشانۀ بیعدالتی و بیاخلاقی در قلب کشور بود. دانشجویان ناراضی و کسانی که از ادامۀ تحصیل در این دانشگاه انصراف داده بودند، به شاخهای از یک گروه سلَفی گرویدند و در مسجدی در مایدوگوری برای خود پایگاهی فراهم ساختند. بستگان و فرزندان مقاماتِ حکومتی نیز در میان این جوانانِ ناراضی دیده میشدند. برادرزادۀ فرماندار ایالت یوبه، پسر یکی از وزرای ایالت بورنو و پنج پسرِ یکی از بازرگانان سرشناس کشور، کسی که ثروت خود را از طریق قراردادهای دولتی بهدست آورده بود نیز در میان این گروه بودند. این مردانِ جوان بهسوی تفکر سلفی کشیده شدند. آنان معتقد بودند همین فسادهای اخلاقی است که سرمنشأ مشکلات موجود در ایالت بورنو است. بسیاری از آنها وقتی به این گروه پیوستند، مدرک تحصیلی خود را سوزاندند.

یک نفر پیدا شد که نیروی نهفته در این گروه رادیکال را شناسایی کرد؛ گروهی که درعین داشتنِ عقاید تندروانه، از خاستگاهی ویژه و خانوادههایی نخبه برآمده بودند. نام او محمد یوسف بود.

یوسف از اواسط دهۀ ۱۹۹۰ بهطور مداوم به مناطق شمال شرقی نیجریه سفر میکرد و سخنرانیهای متعددی در آنجا ایراد نمود. از همان زمان، او با اهالی این مناطق در ارتباط بود و بر همین اساس شروع به یارگیری در شهرهای مختلف کرد. یوسف سخنران محبوبی بود و مستمعین زیادی در این مناطق داشت. تفکرات تند او دربارۀ دولت نیجریه که آن را دولت کفر میدانست، خریداران زیادی درمیان مردم یافت. او در مساجد مختلف به ایراد نطقهای آتشین میپرداخت و در رادیو و تلوزیونهای محلی نیز به بحث و مناظره با دیگر اندیشمندن اسلامی مینشست.

بهگفتۀ حامیانش، یوسف یکی از هزاران نفری بود که با عنوان «فرزندان المَجیری» شناخته میشدند. آنها دستهای از طلاب علوم دینی بودند که برای گذران زندگی، در خیابانها گدایی میکردند. در سالهای ۲۰۰۰ و پس از آن، یوسف در مقام رهبر شاخۀ جوانانِ یک گروه سلفی در شهر مایدوگوری جایگاه ویژهای پیدا کرده بود. او در مسجد الحاجی محمدو ندیمی که یکی از مساجد محبوب شهر بود، پایگاهی برای خود دستوپا کرده بود.

یوسف به هواداران خود میگفت مسلمانانی که به هر شکلی در نظام دمکراتیک مشارکت کنند، مرتد بهحساب خواهند آمد و مؤمنین باید آنها را به قتل برسانند. بهعقیدۀ او، سرچشمۀ تمام فسادها نظام آموزشی این کشور است که بریتانیای مسیحی آن را در دوران استعمار در نیجریه پایهگذاری کرده. او بهجای آنکه روز جمعه سخنرانی کند، سخنرانیهای خود را در شهرهای شلوغ و روزهایی ایراد میکرد که بازارهای محلی برپا هستند. همین سنتشکنیِ او نهادهای اسلامی را به خشم آورد. این راهبرد موجب شد تا او بتواند پیروان زیادی را گرد خود جمع کند.

سالها پیش از قیام مسلحانه در سال ۲۰۰۹، شاهدان از میزان نفوذ یوسف در میان مردم حیرتزده بودند. نفوذ او در سراسر مناطق مرزی این کشور قابل مشاهده بود. گرهارد مولر کوساک، مردمشناس آلمانی، سالها به مطالعۀ روستایی در کوهستان ماندارا در نزدیکی مرز نیجریه با کامرون پرداخته است. او میگوید این روستا بهواقع «یکشَبه عوض شد».

آخرینباری که او در سال ۲۰۰۸ به این روستا رفت، آنچه بیش از همه موجب تعجب وی شد، وضعیت زنان روستا بود. او میگوید: «گویی ناگهان همهچیز عوض شده و زنها با پوشش کامل رفتوآمد میکردند. این زنان بودند که در خط مقدم تغییرات قرار داشتند.» در خلال سالهایی که مولر کوساک و همسرش در این روستا بودند، مدرسهای را نیز برای اهالی روستا بنیان نهادند. او با جمعآوری کمکهای مالی از دوستان و همکارانش توانسته بود مخارج خرید کتابهای درسی را فراهم کند. آخرینباری که به روستا رفت، مدرسه متروکه شده بود. او میگوید: «تمام کتابها را سوزانده بودند. همان زنان جوان بودند که کتابها را روی هم انباشته کردند و در مقابل مدرسه همه را سوزاندند.»

از همان ابتدا، یوسف هواداران خود را برای مبارزه آماده میکرد. در میان نسل اولِ هواداران او نظریهپردازانی وجود داشتند که به درگیری خشونتبار با دولت، شهروندان بیگناه، نهادهای اسلامی و هر کس دیگری که به اعتقاد آنها کافر بود، بسیار علاقهمند بودند. سالها حکومت سکولار در نیجریه موجب شد تا این افراد گرد هم آیند و گروهی «ضد نخبه» تشکیل دهند. رؤیای آنها سرزمینی آرمانی بر اساس احکام شریعت بود و معتقد بودند رسیدن به چنین آرمانی در نیجریه مستلزم خونریزیهای بیامان و مداوم است.

سَلفیهای منسوب به مسجد ندیمی، پیش از شورش سال ۲۰۰۹ نیز یک بار دست به تلاشی فاجعهآمیز برای تشکیل حکومتی اسلامی زده بودند. در سال ۲۰۰۳، مردی به نام محمد علی که از روند آهستۀ یوسف برای ساختن جنبشی مردمی به ستوه آمده بود، جمعیتی دویستنفره از زن و مرد جوان را با خود همراه ساخت تا به دشت و صحرا بروند و جامعهای جدید را از نو بنا کنند. آنها در نهایت در مناطق مرزی ایالت یوبه، در نزدیکی رودخانهای خشکیده در مرز نیجریه و جمهوری نیجر و در منطقهای به نام کاناما مستقر شدند. آنها مصمم بودند تا از دنیای فاسد دوری گزیده و سرزمینی نو را بر اساس خلوص و طهارت اسلامی بنیان نهند.

این گروه از شهرنشینانِ پرخاشجو و هنجارشکن، خیلی زود با افراد ساکن در آن منطقه درگیر شدند. در واقع، درگیری دقیقاً همان چیزی بود که آنها بهدنبالش بودند. آنان در بیشهزارهای منطقه و در نزدیکی منبع آب خندق کندند. به مراکز پلیس محلی و ساختمانهای دولتی نیز یورش بردند و اسلحههای آنان را ربودند تا از این طریق دولت را برای انجام عکسالعمل تحریک کنند. دولت نیز بهسرعت به این حملات واکنش نشان داد. ارتش با یک حملۀ کوتاه توانست آنها را شکست دهد و اردوگاه آنان را نابود کند. بیشتر اعضای گروه در این حادثه جان باختند. تعداد اندکی که زنده مانده بودند، بهسمت شمال و بهسوی مرز نیجر گریختند. برخی از آنها تا امروز نیز در همان منطقه بهسر میبرند. برخی بازماندگان این حادثه نیز به شهر مایدوگوری بازگشتند.

این عملیات ارتش توجه جهانی را بهسوی این گروه جلب کرد؛ چراکه آنها خود را «طالبان نیجریه» لقب داده بودند. اما در آن زمان، سفارت امریکا به این نتیجه رسیده بود که آنها ارتباطی با القاعده ندارند.

یوسف به قیام کاناما نپیوست؛ اما وقتی این گروه از هم پاشیده شد، او نیز در تبعیدی خودخواسته به عربستان سعودی رفت تا خود را از هرگونه اتهامی مبنی بر دستداشتن در این ماجرا تبرئه کند. تصور میشود طی زمانی که او در عربستان به سر میبُرد، ارتباطاتی نیز با سلفیهای همفکر خود گرفت و توانست آنان را در حمایت از خود ترغیب کند. او تنها یک سال بعد دوباره به مایدوگوری بازگشت.

بهمحض بزگشت از عربستان در سال ۲۰۰۵، او شبکۀ خود در نیجریه را بازسازی کرد و مسجد و پایگاه ابن تیمیه را در منطقۀ راهآهنِ شهر مایدوگوری بنا نهاد. یوسف زمین این مسجد را با کمک مالی پدرزن خود خریداری کرد. وجود این پایگاه در آن منطقه از قلب شهر مرکزی ایالت بورنو، برای تجدید حیات این گروه ضروری بود. این بار درعوضِ رفتن به بیشهزار، این گروه پایگاه خود را در وسط شهر بنا کرد. به همین علت راههای ارتباطی زیادی برای یارگیری و تأمین هزینههای خود پیشرو داشت. جمعیت مایدوگوری طی سالهای اخیر بهشدت رشد کرده است. کویریشدن مناطق شمالی ایالت بورنو در یک دهۀ گذشته موجب ازبینرفتن زمینهای کشاورزی در این مناطق شده و سیل جمعیت روستایی را بهسوی شهر روانه کرده است.

محمد کبیر عیسی، استاد دانشگاه احمدو بِلو در شهر زاریا، میگوید: «وقتی روستاییان بهدنبال زندگیِ بهتر راهیِ شهر میشوند، حباب میترکد و آنها میفهمند چیزی که بهدنبالش بودند در آنجا نیست. آنوقت است که آنها شکار آسانی برای سازمانهای نظامی و شورشی میشوند.»

تا پایان سال ۲۰۰۸، این گروه مانند دولتی درون دولت عمل میکرد؛ بهگونهای که نهادهای مستقل خود را برای ادارۀ این منطقه داشت: شامل مجلس شورا برای تصمیمگیری و پلیس مذهبی برای اجرای قوانین شریعت. این گروه حتی شکلی ابتدایی از سیستم رفاه عمومی را نیز فراهم کرده بود و افراد جویای کار را در زمینهایی که در ایالت باوچی بهچنگ آورده بود، بهکار میگرفت. آنها حتی به کسانی که میخواستند پروژههای خود را بهاجرا درآورند، وامهای کوچک میدادند. بسیاری از مردم پول این وام را برای خرید موتورسیکلت استفاده کردند و رانندۀ آچابا شدند. این گروه حتی ازدواج میان اعضای خود را تسهیل میکرد؛ اتفاقی که برای بسیاری از افراد فقیر این منطقه در زندگی عادی ممکن نبود. یوسف و هوادارانش در چشم مردم انسانهای عادی بودند؛ نه شورشیانی جنگجو.

یوسف همچنین بین طبقات مختلف شهر پذیرفته شده بود و بهراحتی در میان آنها رفتوآمد میکرد. شهر مایدوگوری از قدیم بهلحاظ تجاری محل مهمی بود و بازرگانان مختلفی در این شهر رفتوآمد داشتند. نزدیکی این شهر به مرز سه کشورِ کامرون، چاد و نیجر آن را به محلی برای دادوستد کالاهای مختلف از جمله کود، نفت سفید، گازوئیل و بنزین تبدیل کرده بود. بازرگانان شهر مایدوگوری پول خوبی از راه تجارت این مواد بهدست میآوردند. برخی کسانی که جذب گروه سلفیِ یوسف شدند، بازرگانانی بودند که تصور میکردند باید کفارۀ زندگیِ مرفه خود را بپردازند.

با توافق یوسف و دولت نیجریه مسجد ابن تیمیه اجازۀ فعالیت داشت. این توافق با میانجیگریِ یکی از شیوخ سلفی در عربستان سعودی، میان جانشین فرماندار ایالت بورنو و یوسف به امضا رسیده بود. یوسف متعهد شده بود که ارتباطی با گروههای جداییطلب در کاناما نداشته باشد و دیگر هیچگاه به ترویج جهاد خشونتبار نپردازد. اما در سالهای بعد، او به تعهداتش پشت کرد. مأموران امنیتی چندبار او را بازداشت کردند؛ اما بلافاصله آزاد شد. خبرنگاری که برای اولینبار دربارۀ گروه یوسف گزارش تهیه کرده، معتقد است که او حداقل در این مراحل اولیه بهشدت مورد حمایت علی مودو شریف، فرماندار ایالت بورنو بود.

احمد سلکیدا، خبرنگارروزنامۀ دیلی تراست، در سالهای پیش از ۲۰۰۹ گزارشهای مفصلی دربارۀ این گروه منتشر کرد. او معتقد است که یوسف علیرغم اظهار بیمیلی به سیاست در فضاهای عمومی، به یارگیری سیاسی میپرداخت و با شریف، فرماندار بورنو، منافع مشترکی پیدا کرده بود. این دو از همکاری با هم سود میبردند. یوسف بهدنبال اجرای شدیدتر قوانین شریعت بود و شریف نیز بهدنبال انتخابشدن مجدد در سِمت خویش. بااینحال، شریف هرگونه همکاری یا توافق با این گروه را تکذیب کرده است.

این دو در فضای عمومی روابط خصمانهای با یکدیگر داشتند. یوسف، شریف را «کافر» میخواند و بهدنبال قتل او بود؛ اما شریف میدانست که درگیری با یوسف تصمیم عاقلانهای نیست. او درعوض بهدنبال جلب نظر او بود و برای این کار یکی از جنگجویان مشهور بوکوحرام به نام بوجی فوئی را وزیر امور مذهبی این ایالت کرد.

سلکیدا به من گفت که تا آخرین روزهای پیش از شورش، یوسف هنوز معتقد بود میتوان با دولت به توافق رسید و نیز تصور میکرد که شریف از مواضع نامنعطف بوکوحرام حمایت خواهد کرد؛ اما آن زمان شریف دیگر قدرتی نداشت و نمیتوانست از یوسف محافظت کند. یوسف را تحویل پلیس دادند و بهسرعت اعدام شد. سؤالاتی مثل اینکه چرا او به این سرعت کشته شد و چهکسانی از ساکتکردن و کشتنِ سریع او سود بردند، همچنان بیپاسخ ماندهاند.

پس از مرگ یوسف، هواداران مسلح او مخفی شدند؛ اما همچنان به آرمانهای او وفادار ماندند. از آن زمان که ابوبکر شکائو، دستیار و قائممقام یوسف، به رهبری گروه بوکوحرام منصوب شد، اولویت این گروه انتقامجویی بوده است. اولین هدفِ این گروه، پلیس بود. آنها با حمله به گشتهای ایست و بازرسی پلیس، آنها را به قتل رساندند و سلاحهایشان را به غنیمت گرفتند. افسران عالیرتبۀ پلیس، سیاستمداران محلی و رهبران سنتی نیز در منازل خود هدف ترور و سوءقصد قرارگرفتند. پس از قیام مسلحانۀ بوکوحرام، مقامات دولتی از رهبران سنتی برای شناسایی اعضای این گروه تقاضای کمک کردند. آنان بهمحض شناسایی اعضای این گروه، آنها را به قتل میرساندند و خانۀ آنان را بهعنوان پاداش، به فردی میدادند که این اطلاعات را در اختیار دولت گذاشته بود. اعضای بوکوحرام هم برای تلافی، کسانی را که به آنها خیانت کرده بودند، میکشتند و اموالشان را بهعنوان «غنیمت جنگی» به جنگجویان جهادی میدادند.

در یکی از شبهای ماه ژوئن سال۲۰۱۱، محمد منگا، رانندۀ ۳۵سالۀ یک خودروی تجاری، از محلی در نزدیکی مایدوگوری بهسمت پایتخت در حرکت بود. در خودروی او یک وسیلۀ انفجاری نصب شده بود. این وسیله را یا القاعده در «مغرب اسلامی» تهیه کرده بود یا الشباب در سومالی. مقر افراد القاعده در آن زمان در اردوگاههایی در صحرای افریقا بود. او با خودروی خود به مرکز فرماندهی پلیس این کشور رفت، از دژبانی عبور کرد و تا جلوی درب ورودی ساختمان رسید. سپس خودرو را در میان جمعیت منفجر کرد. این حادثه پنج کشته و بیش از صد مجروح بهجای گذاشت.

بعدها یکی از سخنگویان گروه بوکوحرام گفت محمد منگا میراث گرانقدری را برای همسر و پنج فرزندش به یادگار گذاشت. عکسی از او به خبرنگاران دادند که او را با یک اسلحۀ کلاشنیکف در حال سوارشدن به خودروی انتحاری نشان میداد. منگا لبخندی بر لب داشت و برای دوربین دست تکان میداد. سخنگوی این گروه به احمد سلکیدا گفت: «او آرام بود و هیچگاه از خود ترس نشان نداد. همه به احوالات او رشک میبردند و آرزو میکردند که کاش نوبت آنها بود تا به عملیات بروند و روانۀ بهشت شوند.»

بوکوحرام این عملیات را چند هفتۀ بعد نیز مجدداً تکرار کرد. آنها خودروی بمبگذاریشدۀ دیگری را در ماه اوت سال ۲۰۱۱ در جلوی ساختمان سازمان ملل در ابیجا منفجر کردند. دستکم ۲۱ نفر در این حادثه کشته و بسیاری نیز مجروح شدند.

این گروه یک سلسله عملیات بمبگذاری در شهرهای مایدوگوری، جوس، کادونا و پایتخت بهراه انداخت و حملات همزمانی نیز در شهر کانو علیه نیروهای امنیتی ترتیب داد. این گروه به
محمد کبیر عیسی، استاد دانشگاه احمدو بِلو در شهر زاریا، میگوید: «وقتی روستاییان بهدنبال زندگیِ بهتر راهیِ شهر میشوند و میفهمند چیزی که بهدنبالش بودند در آنجا نیست، شکار آسانی برای سازمانهای نظامی و شورشی میشوند.»

کلیساها، دانشگاهها، مدارس، ایستگاههای اتوبوس و بازارهای محلی حمله کرد و هزاران نفر را بهکام مرگ کشاند. تنها ظرف چند سال از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴، بوکوحرام از یک گروه مذهبی رادیکال و تندرو به یک گروه تروریستی پرقدرت و خطرناک بدل شد.

همزمان با افزایش قدرت این گروه و تصرف کامل شهر، تعداد هواداران آن نیز بیشتروبیشتر شد. گروههایی از دزدان مسلح نیز به این گروه ملحق شدند تا از هرجومرجی که بهوجود آمده بود، برای غارت و دزدی استفاده کنند. گروههای دیگری نیز برای حلوفصل مناقشات قدیمیِ قومی و مذهبی، عمدتاً بر سرِ زمین، به این گروههای مسلح پیوستند. عدهای دیگر از شهروندان عادی نیز بهزور مجبور به خدمت نظامی به این گروه شدند.

زکریا، زندانیِ جوانی که در سال ۲۰۱۱ به ملاقاتش رفتم، بهزور به عضویت گروه بوکوحرام درآمده بود. من و همکارم، عبداللهی کاورا، در ساختمان «جوخههای مسلّح ویژۀ مبارزه با دزدی» در شهر مایدوگوری نشسته بودیم و به داستان او گوش میکردیم.

زکریا را در کودکی، مادربزرگش تربیت کرده بود. بیشترِ دوران کودکی و نوجوانی او بهدور از پدر و مادرش سپری شد. پس از آنکه والدینش از هم جدا شدند، مادرش با مردی ازدواج کرد که علاقهای به زکریا نداشت. اما پس از گذشت مدتی، مادرش پیش زکریا برگشت. او میگوید وقتی مادرش آمد، با خود کمی پول هم آورد. اما وقتی آن پول تمام شد، آنها پول کافی برای ادامۀ تحصیل زکریا نداشتند. مادرش فرزندان دیگری نیز داشت که از زکریا کوچکتر بودند و باید از آنها مراقبت میکرد. او بدون هیچ مدرکی ترک تحصیل کرد و به دستفروشی رویآورد. او با فروش کفش و لوازم جانبی تلفن میتوانست هر هفته بین دوهزارتاسههزار نایرا، حدود ده پوند، با خود به خانه ببرد. او که حالا ۲۲ سال دارد، میگوید دو همسر و دو فرزند داشته است. زکریا برای تأمین معاش اهلوعیال خود در مشقت زیادی بود تا وقتی که یکی از اعضای بوکوحرام به او پیشنهاد قاچاق اسلحه داد.

او میگوید: «آنها به من قول دریافت دویستهزار نایرا دادند؛ اما در سفر اول، تنها هفتادهزار نایرا به من دادند. این مبلغ در سفر دوم به چهلهزار نایرا کاهش یافت. من هرگز به ایدئولوژی بوکوحرام علاقهای نداشتم. آنها مرا را تهدید کردند و گفتند حالا که ما را میشناسی و میدانی چهکار میکنیم، یا باید کاری را که از تو میخواهیم، بکنی یا تو را به قتل میرسانیم. نمیشود رازشان را بدانی و بعد بگذارند بروی پی کارت. بهمحض آنکه این چیزها را دانستی، باید عضوی از آنها شوی وگرنه از دستت خلاص میشوند. من از جانم میترسیدم.»

وقتی پلیس او را دستگیر کرد، هرآنچه پلیس میخواست، به آنها گفت. او میگوید: «حالا هم نیروهای امنیتی مرا گرفتهاند و از من میخواهند به آنها کمک کنم. تا همینجایش هم من به دردسر افتادهام. اگر آنها دستشان به من برسد، سرم را خواهند برید». صدای زکریا خیلی لرزان و آرام بود. او خیلی جوان بهنظر میرسید.

شبکۀ ارتباطات بوکوحرام در ایالتهای بورنو، آداماوا و یوبه بهمیزان زیادی از چشم ارتش پنهان مانده بود. این گروه در این مناطق قویتر شد تاجاییکه در دستههای بزرگ به شهرهای مختلف حمله میکرد و کاروانهای بزرگی از آنها با خودروهای بهسرقترفتۀ تویوتا هایلوکس در این مناطق جولان میدادند. شگرد آنان این بود که به شهر بروند و در مسجد شهر حضور خود را اعلام کنند. پس از آنکه اعضای گروه، شهر را محاصره میکردند و تمام مردم را راهی مسجد میکردند، به مردان جوان اختیار میدادند که یا به آنان بپیوندند یا کشته شوند. در ماه فوریۀ سال ۲۰۱۴، بوکوحرام به یک مدرسۀ پسرانه حمله کرد و پس از آنکه دانشآموزان را در بیرون خوابگاهشان بهخط کرد، ۵۹ دانشآموز را بهقتل رساند و جسدهایشان را سوزاند.

در ماه مارس ۲۰۱۴ نیز بوکوحرام به پایگاه نظامی گیوا حمله برد. فیلمی که این گروه از حملۀ خود منتشر کرد، مردانی را نشان میدهد که بهآرامی بهسوی این پایگاه نظامی در حومۀ شهر مایدوگوری حرکت میکنند. این جنگجویان که بیشترشان مردان بسیار جوانی هستند، تلاشی برای مخفیکردن این عملیات نمیکنند و علناً بهسوی پایگاه پیش میروند. وقتی وارد پایگاه میشوند، ابتدا هشتصد نفر از زندانیان آنجا را آزاد میکنند. برخی از این زندانیها پیش از دستگیری توسط ارتش، عضو گروه بوکوحرام نبودند؛ اما حالا که این گروه آزادشان کرده بود، نمیتوانستند در زندان بمانند، چراکه قطعاً کشته میشدند. آنها دو راه پیشِ رو داشتند: میتوانستند از زندان بیرون رفته و خودشان فرار کنند که دراینصورت ممکن بود دوباره دستگیر شوند و نیز میتوانستند به گروهی بپیوندند که آزادشان کرده بود.

سرنوشت آنهایی که به بوکوحرام نپیوستند و خودشان خواستند فرار کنند، بعداً توسط سازمان عفو بینالملل معلوم شد: ۶۴۵ نفر از کسانی که از همراهی با این گروه شبهنظامی سرباززدند، محاصره شده و به قتل رسیدند. اجساد آنها نیز در یک گور دستجمعی روی هم انباشته شد. احتمالاً بسیاری نیز سرنوشتشان را مثل زکریا میدیدند. آنها میتوانستند یا به بوکوحرام بپیوندند یا کشته شوند.

پس از ملاقاتمان با زکریا، من و همکارم بیرون ساختمان پلیس ایستاده بودیم. هر دو بهشدت تحتتأثیر داستان زکریا قرار گرفته بودیم. من از همکارم پرسیدم: «آنها میخواهند این پسر را بکشند؛ اینطور نیست؟» کاورا تنها سرش را به نشانۀ تأیید تکان داد.

* این نوشتار برگرفته است از کتاب اندرو واکر، قلب کافر را بخور.
ترجمه و انتشار: ترجمان

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 17:04

مدیر راهداری اداره كل راه و شهرسازی مازندران از بسته شدن محور هراز برای روزهای دوشنبه و سه شنبه ( 30 و 31فروردین ماه) به دلیل عملیات راهسازی خبر داد.

مدیر راهداری اداره كل راه و شهرسازی مازندران از بسته شدن محور هراز برای روزهای دوشنبه و سه شنبه ( 30 و 31فروردین ماه) به دلیل عملیات راهسازی خبر داد.

عباسعلی نجفی روز یكشنبه افزود: محور هراز برای تراشه برداری و لق گیری سنگ های حاشیه این محور از ساعت هشت صبح تا 18 عصر بر روی خودروهای عبوری بسته است.

وی افزود: رانندگان می توانند از محورهای سوادكوه ، كندوان( چالوس- كرج) و كناره به عنوان راههای جایگزین برای تردد به پایتخت استفاده كنند.

هفته گذشته محور چالوس- كرج برای عملیات لق گیری و تثبیت سنگ ها به مدت دو روز بسته شده بود.

در نوروز 95 سقوط سنگ در محور هراز و كندوان به تعدادی از خودروهای عبوری خسارت زد و تعدادی از سرنشینان این خودروها مجروح شدند.

استان مازندران دارای سه هزار و 600 كیلومتر محور اصلی است كه از چهار محور كناره، هراز، سوادكوه و كندوان به تهران ارتباط دارد و محور هراز و كندوان یكی از پرترافیك ترین محورهای كشور محسوب می شوند.

در نوروز سالجاری 26 میلیون تردد در محورهای استان مازندران به ثبت رسید.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 15:27

در این نوشتار ۵ راه برای ایجاد روابط کاری قویتر، شفافتر، و بهرهورتر میخوانید که از شما دوست، همکار، یا عضو تیمی جذابتر میسازد.

در این نوشتار ۵ راه برای ایجاد روابط کاری قویتر، شفافتر، و بهرهورتر میخوانید که از شما دوست، همکار، یا عضو تیمی جذابتر میسازد.

شما شخص فوقالعادهای هستید. یک رهبر عالی. یک همکار بینظیر. بسیار باهوش… شما شگفتآورید. از وقتتان به خوبی استفاده میکنید. انرژیتان را درست مصرف میکنید. و پولتان را با فکر و دقت مدیریت میکنید… حیرتانگیز است. میخواهید کارهای خوب بیشتری انجام دهید. حتی روابط بهتری داشته باشید. الهامبخشتر باشید. روابط معنادارتری را به زندگیتان جذب کنید… چه خوب. چگونه ممکن است؟

بدانید که کسب و کارها از آدمهایی تشکیل میشوند که حضور دارند، روابط و ساختارهای مستحکم ایجاد میکنند، کارها را خوب انجام میدهند و سرمایهای از روابط را تقویت میکنند. رسیدن به تمام این چیزها، کمک میکند کسب و کارتان خوب باشد، ولی برای ایجاد روابط ارزشمند (که از تمام اهداف کسب و کارتان پشتیبانی کنند)، به چیزی بیشتر از آن چه میتوانید "باشید” یا "ایجاد کنید”، نیاز دارید.

در زیر ۵ راه برای ایجاد روابطی قویتر، شفافتر، و بهرهورتر میخوانید که از شما دوست، همکار، یا عضو تیمی جذابتر میسازد.

۱.حضور داشته باشید.

من به حضور در رابطه از دو جهت نگاه میکنم: (۱) حضور در وضعیت فعلی و سلامت رابطه، و همچنین (۲) حضور برای شخصی که در مقابل شما است در همان لحظه و همان گفتوگو. حضور داشتن رایگان است، و لازم است بدانید الان کجا هستید تا به همان جایی برسید که بعدا میخواهید بروید. یکی از ارزشمندترین چیزها که میتوانید به یک شخص بدهید، توجه و حضور کاملتان است. منفعت: حضور، وقت زیادی از شما نمیگیرد (در واقع در وقتتان صرفهجویی میشود).

۲. ۱۰۰% مسئولیت موفقیت این روابط کاری را بپذیرید.

گاهی اوقات قبل از این که افراد تصمیم بگیرند در یک رابطه بمانند یا از آن خارج شوند، "صبر میکنند” تا ببینند طرف مقابل خودش را چهطور نشان میدهد. این هم راهی برای ادامهی رابطه است. ولی چرا طرف مقابل؟ صبر نکنید. به سمتش بروید. اگر میخواهید این رابطه پیشرفت کند و بخش سالمی از زندگیتان، زندگیشان، و کارهای مشترکتان باشد، اول شما تمایلتان را نشان دهید. اگر آنها جواب تمایل شما را ندادند، تصمیمهای دیگری بگیرید، ولی اگر میخواهید شروع تازهای در روابطتان داشته باشید، اول شما خودتان را نشان دهید.

۳.حقیقت را بگویید.

مهم نیست که بازخوردها چقدر سختگیرانهاند، مکالمات چه قدر چالشیاند، و حقیقت چه قدر سخت است(من حقیقت را یواشتر میگویم، چون به خاطر داشته باشید این حقیقت شما است نه آنها)، فقط حقیقت را بگویید. برخی از مستحکمترین روابط پس از گفتوگوهای سختی رخ داده که در آن کسی سعی کرده است شجاعانه حقیقت را بگوید. بازخورد صادقانه(هدفمندانه و اندیشمندانه)، فضای بیشتری را برای رشد و حقیقتگویی فراهم میکند.

۴.هدفمندانه تصمیم بگیرید و انتخاب کنید.

وضعیت فعلی زندگی و روابط امروزتان، شدیدا تحتتأثیر تصمیمها و انتخابهایی است که تا امروز داشتهاید. آیا تصمیمها و انتخابهایتان شما را در ایجاد روابطی مستحکم پشتیبانی میکنند؟ در حرکت به سوی چشماندازتان؟ در خوب بودن؟ در تبدیل شدن به شخصی که میخواهید باشید؟ هدفمندانه تصمیم بگیرید و انتخاب کنید.

۵.مثبت فکر کنید.

بسیار ارزشمند است که بدانیم ما همیشه در روابطمان پاسخگو هستیم و ایستادگی میکنیم. یکی از سریعترین راهها برای پاسخگو بودن، عبارت از مثبت فکر کردن و کنجکاوی در مقابل منفی فکر کردن و نتیجهگیری فوری است. تعمق کنید”شاید نیت مثبتی در همهی اینها باشد؟ این نیت مثبت چیست؟”این جمله فضای بیشتری برای رفتن به سطوح بعدی ارتباط با دیگران به شما میدهد. مثبت فکر کنید.

نویسنده: انیس کاواناف

منبع: بازده

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 15:27

رژه بزرگ نیروهای سه گانه ارتش و قرارگاه پدافند هوایی به مناسبت 29 فروردین (روز ارتش) و با حضور حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور در جوار حرم ملکوتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) برگزار شد.

فرادید| رژه بزرگ نیروهای سه گانه ارتش و قرارگاه پدافند هوایی به مناسبت 29 فروردین (روز ارتش) و با حضور حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور در جوار حرم ملکوتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) برگزار شد.

در این مراسم یگانهای مختلف محمول و پیاده نیروهای ارتش و قرارگاه پدافند هوایی رژه رفتند. همچنین در رژه امروز ارتش سامانه پدافند هوایی اس300 از مقابل جایگاه ویژه عبور کرد.

*منبع عکس: سایت ریاست جمهوری، امین خسروشاهی/ ایسنا

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 15:27

پاپ فرانسیس" رهبر كاتولیك های جهان برای دیدار با پناهجویان اردوگاه"موریا"، با استقبال رسمی "الكسیس چیپراس" نخست وزیر یونان، وارد این كشور شد.

فرادید| پاپ فرانسیس" رهبر كاتولیك های جهان برای دیدار با پناهجویان اردوگاه"موریا"، با استقبال رسمی "الكسیس چیپراس" نخست وزیر یونان، وارد این كشور شد.

به گزارش فرادید، در مراسم استقبال از پاپ فرانسیس، رهبر كلیسای ارتدوكس یونان و نیز اسقف اعظم آتن حضور داشتند. پاپ پس از ورود به "لسبوس" با پناهجویانی كه كه در اردوگاه "موریا"به سر می برند و اكثر آنها از سوریه و عراق از طریق تركیه وارد این جزیره یونانی شدند، دیدار كرد.

این دیدار پنج ساعت به طول انجامید و رهبر کاتولیک های جهان در بازگشت دوازده مهاجر سوری را همراه خود به واتیکان آورد. این پناهجویان سه خانواده مسلمان سوری با شش فرزند بودند که در جریان جنگ سوریه خانه هایشان مورد اصابت بمب قرار گرفته بود. واتیکان با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که هدف پاپ فرانسیس از این اقدام، "یک خوشامدگویی نمادین" به پناهجویان بوده است. گفته می شود که در پی توافق ماه گذشته میان اتحادیه اروپا و ترکیه برای حل بحران مهاجران، هم اکنون هزاران نفر از مهاجران سوری در جزیره ای در کشور یونان با نام لسبوس سرگردان هستند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 13:31

صفحه بندی